امیلی بعد از ۷ سال پسری رو ملاقات میکنه که همبازی بچگیاش بوده!
اما اون پسر تغییر کرده !
نه یه تغییر کوچیک !
تغییری که باعث شده زندگی اون خراب بشه !
fanfiction about zayn malik
چانیول یک سرباز اهل باکجه است که پس از شکست بزرگ در جنگِ با شیلا ، به دنبال خواهر پانزده سالهی خود که احتمال میدهد به دست دشمن اسیر افتاده میرود اما متاسفانه در بحبوحهی فاجعهی پس از جنگ ، در یکی از بنادرِ شیلا به دست یک گروهِ پرورشِ گلادیاتور گرفتار میشود...