smeraldo

smeraldo

  • WpView
    LECTURAS 40,683
  • WpVote
    Votos 4,988
  • WpPart
    Partes 21
WpMetadataReadConcluida vie, mar 28, 2025
آلفا پارک انقدر گیج و سردرگم شده بود که نتونست جوابی به جونگ‌کوک بده. پسر با دیدن قیافه جیمین و آلفا پارک متوجه وضعیتشون شد و ترجیح داد دیگه بحث رو تموم کنه پس آخرین حرفش رو زد. _این چندساعت باقی مونده رو اجازه می‌دم جفتم اینجا بمونه تا بتونه باهاتون خداحافظی کنه، اما به محض اینکه خورشید بالا بیاد من برمی‌گردم و امگام رو با خودم‌ می‌برم و اگه سعی کنی جلوم رو بگیری همه چیزتونو نابود می‌کنم. - Name: #smᥱrᥲᥣძ᥆ - Genre: Omegaverse, Historical, Royal, Mpreg, Angst, Smut - Couple: KookMin - Writer: #mіȷ᥆
Todos los derechos reservados
#2
تاریخی
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • 🐠𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙💫🔞ماهی طلایی
  • Ciara | kookmin
  • one of me is cute! (kookmin) "ترجمه"
  • 𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱
  • 𝑴𝒚 𝒘𝒆𝒓𝒆𝒘𝒐𝒍𝒇 𝒅𝒂𝒅𝒅𝒊𝒆𝒔🐺🪽
  • you're our boy / Vkookmin
  •  suspended rings||حلقه های معلق
  • Coshay / نامیرا
  • احساسات ماه
  • Lutan | Kookmin

نام:𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙🐠💫 کاپل اصلی:کوکمین کاپل فرعی: نامجین عشق بین گروگان و گروگانگیر❤ 💦🔞اسمات مثل همیشه بخش اصلی و جذاب فیک منه💦🔞 پسرک با بغض لب زد: مردن ترس داره؟! تنها پسر سیاه پوش تو اون اتاق تاریک و نمور پوزخندی زد و لب زد: بستگی به نحوه ی مردنت داره...مثلا یکی روشش اینکه با گلوله مغزت رو سوراخ کنم یا شاید قلبت رو!؟ پسرک آب دهنش رو قورت داد و لب زد: تو.. این کارو میکنی؟! مرد با قدم های آروم و استوار درست پشت سرش قرار گرفت و با لذت به لرزش بدن پسر کوچیکتر زل زد: نه... من قرار نیست تورو به همین راحتی از دست بدم ماهی طلایی... چرخی به دور پسرک زد و اینبار درست مقابلش قرار گرفت و دستش رو به زیر چونه ی او گرفت و به چشمای لبریز از اشک پسر زل زد و لب زد: کاری میکنم که هرروز بمیری و زنده شی... باید انتقامم رو ازتون بگیرم خانواده پارک! ╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲ لب هاش که با همون بوسه ی وحشیانه ی جونگکوک بزرگتر و قرمز به نظر میومدند،میلرزیدند... خدایا مثل اینکه بی خیال شده بود... خدایا یعنی قرار بود رها کنه؟!... اما با حرفی که از بین لب هایی که توسط شون بوسیده شده بود خارج شد، لبخند به سرعت از روی لب هاش پاک شدن.. - به نظرت واکنش پدرت وقتی پسرکش زیرم داره از درد ناله میکنه و من

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido