Tenth Winter

Tenth Winter

  • WpView
    Reads 2,640
  • WpVote
    Votes 303
  • WpPart
    Parts 22
WpMetadataReadMatureOngoing2h 54m
WpMetadataNoticeLast published Mon, Aug 18, 2025
NAURA : کیم تهیونگ آلفایی که بشدت توی دنیا مافیا معروف بود ، کسی جرعت حرف زدن بهش نداشت و همچنین کسی ام نمیتونست دستورش رو رد کنه به هر حال کسی حاضر نبود جواب نفر اول رو بده درسته ؟ همه چیز از بیرون خوب بنظر میاد تا جایی که به مرد برسی و ببینی که این مرد چطور به این آدم سردی که هستش تبدیل شده ، شاید اگه دلیلیش رو بفهمی ترجیح بدی دیگه گوش ندی هوم ؟ ..... و اینور داستان ام امگایی رو داریم که بخاطر اتفاق ناخوشایند ده سال پیش قدرت حرف زدنش رو از دست داده و به کل امیدی به زندگی نداره روز ها توی اتاق و شب ها ام توی همون اتاق به خواب می‌ره و دوباره این چرخه ادامه پیدا می‌کنه ........
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Little Bunny
  • DOMINIC/Kookv
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • Can Call Me Bad Boy
  • The Gang Boss and the Grumpy Doctor (Yoonkook)/رئیس باند و دکتر بداخلاق
  • Amareath.
  • 𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙢𝙖𝙟𝙚𝙨𝙩𝙮 [KookV]
  • Hellish Love
  • 𓂃The Mission Trap [KookV]⋱

( کامل شده ) درد و ترس ، چیزی که جونگکوک هایبرید هیفده ساله از سن خیلی خیلی کم بهش عادت کرده . شاید درد کشیدن دیگه براش ساده شده باشه ؟ البته درد کشیدن برای هیچکس ساده نیست ، وقتی اون صدایی که توی مغزت حرف میزنه ام حالش ازت بهم میخوره دیگه چیزی نمی‌مونه میمونه؟ و اینور هم کیم تهیونگ پسر پولداری که همه فکر میکنند بهترین زندگی رو داره البته معلومه که از شخص دیگه زندگی خیلی بهتری داره ولی خب اونم دلایلی داره که از موقعیتش متنفر باشه . چی میشه اگه تهیونگ اون کسی که میخواد ازش مراقب کنه رو پیدا کنه و کوک ام مکان امنی که لازم داره ؟ __________ ته : هیششش نفس هیونگ برا چی معذرت خواهی می‌کنی فرشته ؟ ببینمت پسر قشنگم کوچولوی من برای چی گریه می‌کنی اخه؟ میدونی چقد دلم برات تنگ شده ؟ همه کس هیونگ زندگیه هیونگ اشک نریز پسر نازم میبینی حالم خوبه ؟ نگاه کن منو کوک سرش رو بالا آورد و با چشمای اشکیش به ته خیره شد که دوباره گریش گرفت و شروع کرد به اشک ریختن و گریه کردن با صدای بلند و ته که انگار دست پاچه شده بود لبخندی زد و دوباره کوک رو بغل کرد ته : هیشش عیب نداره عزیزم گریه کن دل کوچولوت گرفته قربون صدات بشم هیسس عیب نداره ....

More details
WpActionLinkContent Guidelines