Stop of Life [Vkook]

Stop of Life [Vkook]

  • WpView
    Reads 13,268
  • WpVote
    Votes 1,710
  • WpPart
    Parts 55
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published about 1 hour ago
«در حال آپ» اشتباه نکنید این یک داستان کلیشه ای نیست فصل اول و دوم فول ← فصل سوم در حال آپ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ +کوک +دارچین من -جانم +چرا دیگه نگاهم نمیکنی؟! +دیگه دوسم نداری؟! +زشت شدم نه؟! -تو همیشه خوشگلی ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ تهیونگ آیدلی که زخم خورده از تمام آدمها و خسته از تمام شایعاته به جزیره ای کوچیک و آروم پناه میبره در تلاشه تا روح خسته اش رو ترمیم کنه که همون موقع جونگکوک پسر موج سوار پسری که برخلاف غم های توی دلش همیشه لبخند رو لبهاشه و نور و امید میبخشه همسایه تهیونگ میشه تهیونگ رو از غار تنهاییش بیرون میکشه و چیزی رو بهش هدیه میده که تهیونگ مدتهاست منتظر اونه... کاپل اصلی: ویکوک || کاپل فرعی: یونبین ژانر: عاشقانه / درام / سکرت / جنایی / انگست / پاور باتم / اسمات writer: یوفوریا
All Rights Reserved
#2
angest
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝓘𝓶𝓪𝓰𝓲𝓷𝓪𝓽𝓲𝓸𝓷(𝑲𝑶𝑶𝑲𝑽)
  • Bad boy angel | sope
  • my Baby boy
  • 𝕄,𝕣 𝔽𝕠𝕩
  • I had no plans for love (Vkook , Kookv)
  • don't hurt me 1 ( Completed)
  • 𝙃𝙞𝙨 𝙇𝙞𝙡𝙩 | 𝙆𝙊𝙊𝙆𝙑
  • 𝐈 𝐥𝐨𝐯𝐞𝐝 𝐡𝐢𝐦
  • In the lost lands | KookV
  •  𝐈 𝐜𝐚𝐧 𝐨𝐧𝐥𝐲 𝐬𝐚𝐲 :)  l̷m̷ s̷o̷r̷r̷y̷ h̷o̷n̷e̷y̷

👔پایان یافته👔 (Imagination:تخیل،تصور)Mini fic کیم تهیونگ که بخاطر شخصیت خاصش هیچ وقت با هیچ کسی تو رابطه نمیرفت شروع به تصور کردن پسرکی خوش چهره به اسم کوکی میکنه. اون به مرور زمان انقدر به اون پسر علاقه پیدا میکنه که اصلا راجعب روابط واقعی فکر نمیکنه و به کوکیش اعتقاد داره اما اینجا یه مشکلی وجود داره. اون نه میتونه ببوستش،بغلش کنه یا باهاش هم بستر شه چرا که بی تجربه‌ست. میگذره و میگذره تا این که یک روز اتفاقی میافته که کوکیش رو که نمیتونسته دیگه تصور کنه تو دنیای واقعی ملاقات میکنه و.... قسمتی از فیک: . . . وارد اتاق شد و دهان تهیونگ رو از تعجب باز کرد. "کوکی؟" مرد اخمی کردو با غضب گفت: "بله؟!" تهیونگ بلند شدو گفت: "ج.جوئن...جوئن جی‌کی شمایید؟" مرد با چهره ای خشمگین بخاطر اون مدل صدا شدنش در لحظه اول گفت: "گستاخانه بود که در لحظه اول منو انقدر با خودتون نزدیک ببینید جناب کیم!" تهیونگ نفس عمیقی کشیدو گفت: "متاسفم...فکر کردم یکی از دوستام هستید....اما..ا.اما حالا متوجه شدم اشتباه گرفتم....گستاخی منو ببخشید." . . . Days of update:every Monday's and Thursday's Genre:Romance,Fantasy.... Couple:Kookv. write by:𝑩𝑳𝑨𝑪𝑲𝒓𝒐𝒔𝒂𝒍𝒊𝒕𝒂

More details
WpActionLinkContent Guidelines