Story cover for Love?! by Kimtaehyoung717
Love?!
  • WpView
    Reads 129
  • WpVote
    Votes 21
  • WpPart
    Parts 2
  • WpView
    Reads 129
  • WpVote
    Votes 21
  • WpPart
    Parts 2
Ongoing, First published Nov 23, 2024
کاپل اصلی:تهکوک
کاپل فرعی:یونمین،ووسان
ژانر:مافیا،درام،امگاورس،اسمات،انگست
خلاصه:
کیم تهیونگ به بزرگترین و بی رحم ترین مافیا در جهان شناخته شده سرد و بی احساسه!یک خون خالصی که در دنیا فقط سه تا وجود داره اون دومیشه و گرگ درونش از خودش هم وحشی تره خلاصه که هر دو تاشون یکی از اون‌ یکی بدتره
 جونگکوک امگایی که با مادر و خواهر کوچیکترش یک زندگی عادی و البته فقیرانه ای رو میگذرونه و تلاش میکنه تا با کار کردن زیاد غذا و اجاره خونه و رو دربیاره چی میشه وقتی که داشت وارد خونه اش میشد از پشت سرش کشیده بشه و اتفاقی که اصلا انتظارش رو نداشت بیفته.!
قسمتی از داستان:
_عشق به نظرت چیه 
+نمی‌دونم تا حالا عاشق کسی نشدم ولی به نظرم عشق هیچی نیست چیزی که بقیه میگن یا میبینم نیست! بهش اعتقادی ندارم 
_اگه کسی بیاد و کاری کنه که به عشق اعتقاد پیدا کنی چی؟
+از همین میترسم 
_چرا 
+چون بخاطر همین عشقی که میگی بچگی من نابود شد 
              _________________________

پارت های بعدی روز مشخصی نداره هر وقت که تونستم پارت جدید رو مینویسم.
All Rights Reserved
Sign up to add Love?! to your library and receive updates
or
#682امگاورس
Content Guidelines
You may also like
𝐂𝐇𝐄𝐂𝐊 𝐌𝐀𝐓𝐄 by Roza_2o22
45 parts Ongoing
PART OF FANFICTION : _ بازی کردن رو تموم ڪن یـا مطمئـن باش اولـیـن کاری ڪه بـعـد بـاز شـدن دسـتـام می‌کنم، بـه فاک دادنت باشه. _ از ڪجا انـقـدر مطمئـنی ڪه دسـتات بـاز مـی‌شـه؟! و چی بـاعـث شد فڪر ڪنـی تـوی تـخـت قـدرت، بـیـرون تـخـت رو داری؟! ₪₪₪ _ بـا چـه رویی هـنـوز تـوی چشم‌های مـن نگاه می‌ڪنی؟ _ فڪر نـمی‌ڪنم شرمی داشـتـه باشـم ڪه نـتونم نـگـاه ڪنم. _ تـو خـودت قاتـلی حـروم‌زاده! بـه چـه حقی تـوی جایـگاهِ بـازپرس نـشـسـتـی؟! ₪₪₪ _ منتقلش ڪنـیـد بـازداشتگاه تـا سریـع‌تـر دادگاه فردا رو هماهنگ ڪنـم. _ خودم مـیـام...دستتون بهم بـخوره شڪوندنشون SUMMARY : جونگکوک از رئیس بـنـد مافیای شمالی، دستور قتل یک چهره قدرتمند رو دریافـت می‌کـنه؛ قبل از شـروع مأموریتش بـا مردی ڪه دسـتورِ قتلش رو داشـتـه روبه‌رو می‌شه و گیـر هـویت فِیڪی می‌افـته ڪه مـشخص نیست تـا چـه زمانی می‌تـونه تـوی بـزرگ‌تـریـن مـافـیـای آسـیـا دووم بـیـاره. آیا قـبل از نـابـود شـدن نـقـابش موفق بـه ڪشـتـن یـڪ دسـتـگاه ڪشـتارِ جمعی می‌شـه؟ NAME : #CHECK_MATE GENRE : Drama - Action - Mystery - Thriller - Smut - Psychological - Action - Mafia COUPLE : VERSE [ VKOOK,KOOKV ] AUTHOR : IAN TIME UPLOAD : (تکمیل شده(درحال بازسازی و رفع ایراد
𝘔𝘰𝘨𝘦𝘩 by Theaurrora
28 parts Ongoing
"یادته صدات می‌کردم موگه؟ می‌دونی موگه یعنی چی فرشته‌ی سقوط کرده من؟ گل سفیدیه که از چکیدن اشک شیطان، جوونه زد..." مینهو، مجسمه‌ساز خاموشی که هر شب، با ساختن پرتره‌ی تکراری از عشق به قتل رسیدش، به درد گذشته چنگ می‌زنه. تا وقتی جیسونگ، پسری مرموز با لبخندهای مصنوعی و چشمانی که بوی دلتنگی می‌دادن، وارد زندگیش می‌شه.اما چیزی راجب اون پسر عجیب به نظر میرسید.‌ اون پسر به شدت شبی به عشق از دست رفتش بود. احساسی بینشون شکل گرفت که نه عشق بود، نه نفرت. یه کشش دیوونه‌کننده که نمی‌شد جلوش رو گرفت. اما جیسونگ فقط یه پسر معصوم نیست. اون یه فرشته‌ی سقوط‌ کرده‌ست با کلی گناه و اشتباه! و مینهو اون‌قدری عاشق این شیطان شده که می‌خواد با لبخند، وارد جهنمش بشه. تا وقتی که حقیقتی تاریک از جیسونگ، همه‌چیز رو زیر و رو می‌کنه. موگه، داستانِ دو پسره که نباید به هم میرسیدن، ولی هرچی بیشتر دور می‌شدن، بیشتر غرق هم میشدن. Fic Name: Mogeh(Snow flower) Couples : MinSung , ChanIn Genre: Romance, Mystery, Medical, crime, Dram, Smut Writer : Aurora درحال آپ روزهای آپ: شنبه ها ساعت21
«Love Among the Undead»   «عشق میان مردگان متحرک» by Jungkook_N_JK
21 parts Ongoing
😇پایان یافته😇 در دنیایی که هر روزش تکراری و بی‌روح می‌گذشت، همه فکر می‌کردند بدترین اتفاق ممکن، امتحان‌های سخت یا اخبار خسته‌کننده‌ی تلویزیون است. اما فقط یک روز کافی بود تا همه چیز زیر و رو شود. مدرسه‌ها، خیابان‌ها، خانه‌ها... هیچ‌جا امن نبود. چیزی وارد زندگی مردم شد که هیچ‌کس حتی در کابوس‌هایش هم تصور نمی‌کرد: زامبی‌ها.🧟‍♀️🧟‍♂️ مرده‌های متحرک؟ آدم‌خوار؟ یا فقط قربانیانی که به هیولایی دیگر تبدیل شدند؟ ویروسی ناشناخته در سکوت وارد شد و در یک چشم به هم زدن، تمام جهان را به زانو درآورد. مردمی که دیروز می‌خندیدند، امروز با چشمانی بی‌روح و بدن‌هایی متلاشی در خیابان‌ها پرسه می‌زدند.👀🙇🏻‍♀️🥀 آخرالزمان؟ نه... این چیزی فراتر از یک پایان بود. این آغاز کابوسی بود که هیچ بیداری در پی نداشت.🌱🌬️ ژانر :مدرسه ای ،زامبی ،ترسناک ،درام ،اکشن ،جنایی ، فانتزی ، فن فیکشن ،اسمات 🔞 کاپل : کوکوی ، یونمین نویسنده : Ellen
My sponsor ๛𝕋𝕒𝕖𝕜𝕠𝕠𝕜༻ by _iamanita_
32 parts Ongoing
•اسپانسر من• خلاصه: درست وقتی که جونگکوک فکر می‌کرد بالاخره داره به رویاهاش نزدیک می‌شه، چرخ سرنوشت نشونش داد وجهه‌ی دیگه‌ی آیدل بودن و صنعت سرگرمی می‌تونه چقدر سیاه و کثیف باشه... وقتی یه رسواییِ غیرقابل جبران داشت راهِ نفس کشیدن گروهِ بی‌تی‌اس رو می‌بست، یهو دست کمکی به طرفشون دراز شده بود از جنس شهوت و تصمیم برای بقای گروه یا خاکستر شدن تمام داشته‌هاشون فقط به تصمیم جونگکوک بستگی داشت... ولی اصلا حق انتخابی در کار بود!؟ یا همه‌اشون فقط مهره‌های بازی یه نفر شده بودن...!؟ 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 * واسه هر پست این فیک زمان زیادی صرف شده تا حدالامکان با رعایت تمام جزئیات، موقع خوندن فیک بتونید بهتر باهاش ارتباط برقرار کنید؛ خواهشا کسی کپی نکنه!! * *رده‌ی سنی +۱۸ سال رو حتما رعایت کنید* ❤️‍🔥کاپل اصلی: تهکوک | تهیونگ تاپ❤️‍🔥 (این فیکشن دوتا ورژن مختلف از دوتا کاپل و گروه مختلف داره)
You may also like
Slide 1 of 10
Love in the fence of madness  cover
𝐂𝐇𝐄𝐂𝐊 𝐌𝐀𝐓𝐄 cover
𝙂𝙖𝙢𝙚 cover
Diavolo Del Nord | VK cover
𝘔𝘰𝘨𝘦𝘩 cover
Ash Heir cover
«Love Among the Undead»   «عشق میان مردگان متحرک» cover
My sponsor ๛𝕋𝕒𝕖𝕜𝕠𝕠𝕜༻ cover
captured "ĸooĸv" cover
𝐎𝐧𝐞 % ᵛᵏᵒᵒᵏ/ᵏᵒᵒᵏᵛ cover

Love in the fence of madness

128 parts Ongoing

ملورین دختری که بر خلاف میلش توسط یک زن مرموز و قدرتمند به نام کیمیا اسیر میشود. توی عمارت سرد و عظیم کیمیا، بازی‌ای شروع میشه که هیچ‌کدومشون تا آخر نمی‌دونن کی داره دیگری رو می‌سوزونه. ملورین برای جلب‌توجه کیمیا و فرار از دستش، تصمیم می‌گیره اون‌ رو عاشق خودش کنه... اما هرچی جلوتر میره، خودش بیشتر درگیرش میشه. داستان پر از تنش، سردی، لمس‌های کنترل‌شده و ذهن‌هایی در حال فروپاشیه. یه عاشقانه‌ی تاریک که از عشق شروع نمیشه، ولی شاید بهش ختم بشه... فقط بخونش اگه دنبال یه داستان معمولی نیستی. چون این‌یکی قراره ذهنتو زیرورو کنه. #اسمات #برومنس #جنایی #رمانتیک #روانشناسی #خشن #دلهره_آور #جی‌ال_لزبین_ایرانی #عاشقانه‌تاریک #روان‌شناختی #درام #تراژدی #LGBT #روانشناسی‌سیاه