Story cover for NEIGHBOR by mannambaba
NEIGHBOR
  • WpView
    Membaca 199
  • WpVote
    Vote 14
  • WpPart
    Bab 1
  • WpView
    Membaca 199
  • WpVote
    Vote 14
  • WpPart
    Bab 1
Lengkap, Awal publikasi Nov 29, 2024
نام وانشات  : همسایه 

Name one-shot: neighbor

ژانر : انگشت،  سد اند ، هاناهاکی 

genre: angst , hanahaki , sadend

نوشته : 𝓜𝓾𝓭𝓲𝓽𝓪
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan NEIGHBOR ke perpustakaan kamu dan menerima pembaruan
atau
#643کوکمین
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
⚖️LAW BREAKER⚖️ oleh iii_bts
14 bab Bersambung
🔗قانون شکن🔗 خیابان شانزه لیزه ، زمان حال: (۱۹۸۳) به عنوان یک مرد ۳۷ ساله در اواخر دهه سی سالگی بچگونه و دور از منطق بود که چشماش رو به سنگ فرش های کف خیابون بدوزه تا نگاه کند و کاو کننده اش توی محیط نچرخه! اما خیلی خسته بود... خسته بود از زندگی کردن توی خاطرات گذشته! اون روزا... اون یک مرد قانون شکن بود... البته که بود! آخه مگه چند نفر شجاعت بوسیدن معشوق هم جنسشون رو توی خیابون اصلی پاریس داشتن؟ یا مثلا گرفتن دست هاش موقع قدم‌زدن؟ و ثانیه ای بعد مرد به خودش اومد، متوجه شد حتی بدون نگاه کردن به محیط پیرامونش قلب بی منطقش باز هم میتونه پرواز کنه به اون روزا، شاید اگر دست هاش رو توی جیب های پالتوی بلند نسکافه ای رنگش مشت میکرد کمی ... فقط کمی این دلتنگی دست هاش برای اون دست های همیشه سرد کمتر به چشم میومد؟ تلخ خندید... و بعد دختر کوچولوی شیرین زبونی که چشم هاش عجیب مشابه چشم های درشت و تیله ای مردش بودن رو به خاطر آورد: _عمو؟ من میتونم بابا صدات کنم؟ _نه! اینجوری بابات ناراحت میشه، مردا دوست ندارن بچه هاشون یه مرد غریبه رو بابا صدا بزنه! _اگه من بابا نداشته باشم چی؟ __________________________ مشخصات فیک: کارکتر ها:جئون جونگ کوک، پارک جیمین (کاپل گی) / مین یونگی ، کاترین دلون (کاپل استریت) ژانر:عاشقانه، درام، انگست
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ oleh meral_writ
73 bab Bersambung
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
Neglect of death(غفلت مرگ) oleh ARNA1330
25 bab Bersambung
[در حال آپ] صدایِ جیغ ها بالا رفت و ترس و دلهره بیشتر اوج گرفت نگاه ها با گیجی و ترس به چهره های رنگ و رو رفته ی کناریش میفتاد اما هیچ کس نمیتونست حدس بزنه چی درجریانه و چه اتفاقی افتاده و تنها چیزی که خیلی خوب ازش خبر داشتن، این بود که مرگ از رگ گردن بهشون نزدیکتره! *قسمتی از فیک "با داد و فریاد دانش آموزا و کوبش سریع کفش های مختلفشون و دیدن حجم زیادی از پسر و دختر های وحشت زده که سمتش میومدن با تعجب از جاش بلند شد، همینکه خواست از اطرافیانش بپرسه چه اتفاقی افتاده، یکی از پسرهای هیکلی با صورتِ وحشتناک و خونیش غرش های بلندشو سمت پسری که افتاده بود و انگاری به خاطره پیچ خوردن پاش با عجز طلب کمک می‌کرد هجوم آورد و در چند ثانیه خون قرمزش با فشاراز گردن بیچاره ی پسرِ افتاده خارج شد و دختر با دیدن این صحنه، تنها کارِ ممکنی که مغزِ ترسیده اش میخاست رو مثل مابقی انجام داد.....فرار! " کاپل:ویمین ژانر:زامبی،مدرسه ای،انگست، هیجانی، رمنس،اسمات
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
The dark road by my side cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
котёнок cover
son of the DEVIL (فرزندان شیطان) cover
⚖️LAW BREAKER⚖️ cover
𝑺𝒂𝒍𝒗𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝑶𝒇 𝑺𝒂𝒕𝒂𝒏 cover
Salvatore: Res cover
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
Little black kitten  cover
Neglect of death(غفلت مرگ) cover

The dark road by my side

30 bab Lengkap

كيم سوكجين :"هيچوقت با درونم همراه نبودم.هميشه يك قدم عقب تر يا جلوتر راه ميرفتم.به فريادهاي توي سرم بي توجهي نميكردم اما كاري براشون انجام نميدادم.گناه هاي زيادي كردم كه هيچوقت قرار نيست بابتشون خودم رو ببخشم.من با تمام اين افكار به زندگيم ادامه ميدم.از دست ميدمو هر روز حقارت بيشتري رو حس ميكنم."