The Cursed Manor
  • Reads 663
  • Votes 62
  • Parts 10
  • Reads 663
  • Votes 62
  • Parts 10
Ongoing, First published Dec 04, 2024
●نام فیک‌: #عمارت_نفرین_شده
●ژانر: ترسناک_عاشقانه

●چهار دختری که خانواده ی خود را در تصادفی وحشتناک از دست داده بودند و تنها یادگاری آنها عمارت بزرگ و قدیمی در حاشیه شهر بود ، تصمیم می‌گیرند تا به عمارت بروند و در آنجا زندگی کنند اما متوجه می‌شوند که این عمارت یک عمارت معمولی نیست و در دردسر بزرگی افتاده اند. آیا می‌توانند جان سالم به در ببرند؟

●#The_Cursed_Manor
●Coples: #taennie #lizkook #jirose #jinsoo
●Writer: #Kim Jenniesa

#Bts 
#Blackpink
All Rights Reserved
Sign up to add The Cursed Manor to your library and receive updates
or
#4lizkook
Content Guidelines
You may also like
سـ؋ـر در جانِ لَحظـہ ها؛ by KIM_vj7
5 parts Ongoing
"Travel in the soul of moments" جنی با چشم های به خون نشسته اش به او خیره شد. _از جان من چه میخواهی؟! تهیونگ رسما دیوانه شده بود. بازوی جنی را چنان می‌فشرد گویی پنبه است و آسیب دیدنش برایش مهم نبود. جنی کلافه دستش را جلوی چشم های تهیونگ تکان داد. تهیونگ اما فقط خیره شده بود... در چشم های عمیق و موج وار جنی. گویی سنگی یا تیله هایی خاکی بودند در دریایی شناور... _بگو چه میخواهی تهیونگ! بالاخره لب های خشکش را از هم گشود. کلمات جاری شدند و جنی با چیزی که شنید نه خشکش زد و نه شرمگین شد. بلکه کاملا خونسرد و راضی به نظر می‌رسید. تهیونگ همچو عاشقی دلباخته و زخمی شده گفته بود : عاشقت شدم... جنی پوزخندی زد و دست تهیونگ را پس زد. موهای گرگی تهیونگ را نوازش کرد و گفت : فهمیدی معنای عمیق خدا را؟ +عشق؟ خدا یعنی عشق؟ جنی لبخندی زد و از نظر او ناپدید شد. حالا تهیونگ بود و اشک های بلورینش... +فرق واقعیت و حقیقت چیست...؟! Couple : taennie Genre : classic , fluff , romance , angst Up days : Thursday
𝒃𝒍𝒐𝒐𝒅𝒚 𝒆𝒎𝒑𝒊𝒓𝒆  by rosali_na
35 parts Ongoing
زمانی بود که خوناشام هارو فقط داخل کتاب های تخیلی و افسانه ای میشد جست و جو کرد و اما کی باورش میشد روزی تمام مردم تحت سلطه ی خوناشام ها قرار بگیرن؟ خوناشام هایی که بعد از نابودی زمین و انقراض بسیاری از انسان ها و موجودات، به فکر تشکیل یک امپراتوری افتادند و حالا...در جهانی که انسان ها درون دیوار های عظیم امپراتوری زندانی، و خوناشام ها پادشاهی میکنند چه اتفاقاتی رخ خواهد داد؟...قرن ها از نابودی زمین گذشته و دختری که نفرت خودش از خوناشام هارو همه جا با خود حمل میکنه، در نهایت مجبور به انتخاب میشه...عشق یا نفرت؟!! کدوم یک پیروز این جنگ ویرانگر خواهد بود؟ آیا اسرار پنهان این بازی به انتخاب نهایی کمکی خواهد کرد؟ و در آخر چه کسی از پایان این داستان آگاه خواهد بود؟ ︶꒷꒦︶ ꒦꒷꒷꒦ ︶꒷꒦꒷︶ نام فیکشن: امپراتوری خونین ژانر:خوناشامی، مدرسه ای، ارباب برده ای، عاشقانه، لیتل اسمات، فانتزی، تخیلی کاپل اصلی: تهنی کاپل های فرعی: جینسو، رزمین، سکرت ︶꒷꒦︶ ꒦꒷꒷꒦
𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 by Sarculine_LA
24 parts Ongoing
جونگکوک فقط با جمله‌ی "باهاش‌ازدواج‌کن‌عاشقش‌میشی" تن به ازدواج با کیم تهیونگ میلیاردر داده بود.. و خب درست بود، اون عاشق تهیونگ شد.. اما آیا این برای تهیونگ هم صدق می‌کرد؟ قطعا نه!! اما درست زمانی که همه چیز داشت خراب میشد زندگیشون بشدت تغییر کرد... شاید یک اتفاق بد بود اما با یک پایان خوب؟! شاید... ــــــــــــــــ برشی از داستان: -اون موقعی که منو زدی منم میتونستم بزنم، منم میتونستم از خودم دفاع کنم.. من آدم ضعیفی نیستم اما عشقت... تهیونگ عشقت زندگیمو خراب کرده.. عشق یک طرفه ای که داره مثل خُره کل وجودمو میخوره،اما تهیونگ.. تو هیچوقت قدرت عشق رو نفهمیدی..! ـــــــــــــــــــ -میتونی بکشیش.. دیگه برام اهمیتی نداره پدر.. من هیچوقت به دست و پات نمیوفتم بخاطر کسی که هیچوقت دوستش نداشتم! ـــــــــــــــ -قبل اینکه پامون به اینجا باز بشه حتی فکرشم نمی‌کردم که با دیدنت انقدر قلبم به تپش بیوفته... ـــــــــــــــ -هنوزم میخوای طلاق بگیری؟! name:darkness Couple: Vkook Couple Sub: Yoonmin, Minsong Genre: Romance, Fantasy, Sad, Social Life, Happy end the Writer: Lara start: 1403/8/15 end:.. #vkook #Yoonmin #romance
Heir of Wrath (Legacy of the Underworld1) by Dreamer066
25 parts Ongoing
عشق مثل لیسیدن عسل از لبه‌ی تیغ میمونه. مخصوصا اگه در دنیای مافیا متولد شده باشی... 🔞SEXUAL CONTENT تالیا بیانچی پرنسس مافیای ایتالیایی، وقتی برای اولین بار به آسایشگاه فرستاده شد فقط یک چیز رو میدونست: جهان مافیا با زن‌ها مهربان نیست. امید تنها چیزیه که موفق شده تالیا رو حتی با گذشت ده سال در آسایشگاه سنت ماریو زنده نگه داره. امید به اینکه روزی پدرش برگرده و اون رو با خودش به خونه برگردونه. اما سرنوشت بارها ثابت کرده همه چیزهای "سیاه و سفید" پشت پرده‌ای از دروغ‌های هفت رنگ پنهان شدن... تالیا همیشه میدونست پدرش میتونه چقدر بیرحم باشه اما هیچوقت انتظار نداشت که اون رو به ترسناک ترین مرد غرب واگذار کنه. رئیس آینده مافیای کوزا نوسترا. مارکو رومانو. یک قاتل خونسرد... زیبا و خبیث. مردی که سال‌هاست انسانیت رو درونش کشته، روحش رو در سکنه‌های تاریک گذشتش رها کرده. چطور ممکنه قلب مُرده‌ای که چیزی بجز خشم و نفرت درونش جریان نداره، قادر به عشق ورزیدن باشه؟ این همون کاریه که فقط تالیا میتونست ممکن‌اش کنه و باعث بشه مارکو اون کلمات ممنوعه و خطرناک رو به زبون بیاره: " من آدم‌های دیگه رو برای کوزا نوسترا میکشم اما برای تو گلوله میخورم، خونریزی میکنم و میمیرم. تو مال منی و تا آخرین نفس ازت محافظت میکنم."
You may also like
Slide 1 of 10
سـ؋ـر در جانِ لَحظـہ ها؛ cover
There is darkness around cover
Forbidden love 1 cover
𝘀𝗮𝘃𝗲 𝗺𝗲 𝗶 𝗳𝗲𝗹𝗹 𝗶𝗻 𝗹𝗼𝘃𝗲 cover
𝒃𝒍𝒐𝒐𝒅𝒚 𝒆𝒎𝒑𝒊𝒓𝒆  cover
𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 cover
Heir of Wrath (Legacy of the Underworld1) cover
𝘿𝙤𝙡𝙡𝙝𝙤𝙪𝙨𝙚 𝙎1 cover
𝐁𝐢𝐠𝐡𝐢𝐭 cover
I CAN'T || taennie || cover

سـ؋ـر در جانِ لَحظـہ ها؛

5 parts Ongoing

"Travel in the soul of moments" جنی با چشم های به خون نشسته اش به او خیره شد. _از جان من چه میخواهی؟! تهیونگ رسما دیوانه شده بود. بازوی جنی را چنان می‌فشرد گویی پنبه است و آسیب دیدنش برایش مهم نبود. جنی کلافه دستش را جلوی چشم های تهیونگ تکان داد. تهیونگ اما فقط خیره شده بود... در چشم های عمیق و موج وار جنی. گویی سنگی یا تیله هایی خاکی بودند در دریایی شناور... _بگو چه میخواهی تهیونگ! بالاخره لب های خشکش را از هم گشود. کلمات جاری شدند و جنی با چیزی که شنید نه خشکش زد و نه شرمگین شد. بلکه کاملا خونسرد و راضی به نظر می‌رسید. تهیونگ همچو عاشقی دلباخته و زخمی شده گفته بود : عاشقت شدم... جنی پوزخندی زد و دست تهیونگ را پس زد. موهای گرگی تهیونگ را نوازش کرد و گفت : فهمیدی معنای عمیق خدا را؟ +عشق؟ خدا یعنی عشق؟ جنی لبخندی زد و از نظر او ناپدید شد. حالا تهیونگ بود و اشک های بلورینش... +فرق واقعیت و حقیقت چیست...؟! Couple : taennie Genre : classic , fluff , romance , angst Up days : Thursday