
ɴᴀᴍᴇ: ᴅᴇʀᴏsɪʟᴀ[درحال آپ] ɢᴀɴʀᴇ: ᴄᴏᴍᴇᴅʏ,ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ,sᴍᴜᴛ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ:ᴠᴋᴏᴏᴋ , sᴇᴄʀᴇᴛ قصه ی یه پسر نجار و یه بلوندی نازدار که از قضا خیلی باهم دعوا دارن. _چشم شبنمی خیلی دلبری میکنی +دلم میخواد کلاغ سیاه _میخورمتا +با همین ناخنای خوشگل و تازه پدیکور شده ام چشات درمیارم. لا به لای برف های مسکو و سردی روسیه کیم تهیونگ با لاس زدناش ؛ قلب طلایی رو گرم میکنه!All Rights Reserved