الفای جذابم
  • Reads 24,258
  • Votes 2,526
  • Parts 20
  • Reads 24,258
  • Votes 2,526
  • Parts 20
Ongoing, First published Dec 10, 2024
1 new part
چی میشه اگه الفا جئون جونگکوک ملقب به jk بزرگ ترین مافیای اسیا عاشقه یه امگای توت فرنگی بشه 

امگای قصه ما یه فرد شیطونه که با عشوه ها و خنگ بازیاش دل مغرور ترین الفای دنیارو تو پنجه های کوچولوش بگیره و باخودش 
اینور اونور ببره.....


_حتی فکر پوشیدن این لباسم نکن چون من این اجازه رو بهت نمیدم کوچولو

+هی نمیتونی این کارو بکنی چون زندگیه هر کسی دسته خودشه 

_اگه میخوای چشم همه کسایی که بهت نکاه میکننو در بیارم پس این کارو باکمال میل انجام میدم امگا

+اصن من قهرم خودت تنهایی برو  همه تورو نگاه کنن اشکالی نداره نظر تهیونگی که مهم نیست همش نگاه همه امگاها روی تو باشه من نتو نم چیزی بگم ولی تو میتونی چرا چون تهیونگی که بد بخته:	(
  

کاپل ها: کوکوی. نامجین. یونمین

ژانر: مافیایی. عاشقانه.  فلاف. امگاورس.  انگست.  اسمات.  امپرگ.  


(^o^)بخون عشق کن(^_-)
All Rights Reserved
Sign up to add الفای جذابم to your library and receive updates
or
#8کوکوی
Content Guidelines
You may also like
BARBIE by KimReyhope
20 parts Complete
┋⑉ 𝖭𝖺𝗆𝖾: BARBIE ┋⑉ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Romance, Fantasy, Mpreg, Smut, Angst ┋⑉ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: KookV - VKook (2Ver) ┋⑉ 𝖲𝗂𝖽𝖾 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Meanie - HopeMin ┋⑉ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: Reyhope ┋⑉ 𝖴𝗉 𝖳𝗂𝗆𝖾: Unknown :( ┋⑉ 𝖳𝗒𝗉𝖾: ChatStory -- خلاصـه‌ی داستـان: - جونگ‌کوک یکی از طراحان عروسک باربی در کمپانی مَتِل، بعد از اینکه متوجه بارداربودن تهیونگ، همسرش، شد؛ تصمیم گرفت که از کارش استعفاء بده تا بتونه وقت بیشتری رو براش مهیا و ازش مراقب‌های لازم رو بکنه؛ اما با مخالفت تهیونگ روبه‌رو شد و... -- بخشـی از داستـان: - از چشم‌هات بپرس، عزیزکم. ازشون سؤال کن که چه چیزی در منی که هیچ سررشته‌ای از زیبایی ندارم؛ نظرشون رو جلب کرده، از قرنیه‌های شفافت بپرس که کدوم بازتاب از قلب سیاهم رو دوست داشتن که باعث شدن تو تا این‌حد به من دل‌بسته بشی و طاقت دوری ازم رو نداشته باشی. - تو همیشه دیر می‌کنی... اون شب می‌خواستم خبر مهمی رو بهت بگم؛ اما نیومدی و حالا که اومدی گوشه‌به‌گوشه‌ی اون اتفاق رنگ خاکستر به خودش گرفته! - لطفاً می‌شه الان بهم بگی، گیلاس کوچولو؟ - راستش ما، درواقع یک «ما» که دیگه شامل دو نفر؛ یعنی من و تو، نیست... دیگه دو نفر نیستیم؛ منظورم اینه که...
Killer of the moon.(VK) by yonoba00
1 part Ongoing
اون پسر اونقدر زیبا بود که ماه جلوی زیباییش کم می آورد. مخصوصا زمانایی که هانبوک سفید می‌ پوشید. زیبا رویی که با زیباییش ، ماهِ زیبای آسمان شب رو ، به قتل میرسوند! "Killer of the moon" _Upcoming_ Couple: Taekook, Namjin, Yoonmin/Sope? Genre: Historical, Mysterious, Forced Marriage, Angust, M'preg, Smut با تولد دوباره‌ی خورشید، در طلوع صبحی دیگر، زمانی که همه، اون روز رو مثل همیشه می‌پنداشتن، رویدادی رخ داد، که حال همگان رو دگرگون کرد! اتفاقی که این همه رو متوجه‌ی این کرد که: جئون جونگ کوک، فرزند آخر فرمانروا جونگ کیونگ، امپراطور شرقی کره، قابلیت باروری داره! این یه رسوایی بود! یه رسوایی که حیثیت امپراطوری رو می‌برد. چی میشه اگه بخوان برای جبران این آبرو‌ریزی، اون رو مجبور به ازدواج با ولیعهد نیمکره‌ی دیگه‌ی کره کنن! البته تحت عنوان یک دختر! یک تیر و سه نشون! صلح! ماست مالی رویداد! و راحت شدت از شر اون پسرک دو جنسه و مایه‌ی ننگ! اما این رابطه‌ی سمی و ممنوعه، دووم خواهد آورد؟
You may also like
Slide 1 of 9
BARBIE cover
Let go of the past cover
༺𝙎𝙬𝙚𝙚𝙩 𝙡𝙞𝙩𝙩𝙡𝙚༻KV cover
Finding Love In Paradise  cover
🌊|ʜᵉ ᴍᵉˡᵗᵉᵈ ᴍʸ ʜᵉᵃʳᵗ|~[ᴠᴋᴏᴏᴋ.ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ] cover
red gun/vkook  cover
Killer of the moon.(VK) cover
Curse  [ VKOOK , KOOKV ] cover
Lips on your skin|Kookv cover

BARBIE

20 parts Complete

┋⑉ 𝖭𝖺𝗆𝖾: BARBIE ┋⑉ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Romance, Fantasy, Mpreg, Smut, Angst ┋⑉ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: KookV - VKook (2Ver) ┋⑉ 𝖲𝗂𝖽𝖾 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Meanie - HopeMin ┋⑉ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: Reyhope ┋⑉ 𝖴𝗉 𝖳𝗂𝗆𝖾: Unknown :( ┋⑉ 𝖳𝗒𝗉𝖾: ChatStory -- خلاصـه‌ی داستـان: - جونگ‌کوک یکی از طراحان عروسک باربی در کمپانی مَتِل، بعد از اینکه متوجه بارداربودن تهیونگ، همسرش، شد؛ تصمیم گرفت که از کارش استعفاء بده تا بتونه وقت بیشتری رو براش مهیا و ازش مراقب‌های لازم رو بکنه؛ اما با مخالفت تهیونگ روبه‌رو شد و... -- بخشـی از داستـان: - از چشم‌هات بپرس، عزیزکم. ازشون سؤال کن که چه چیزی در منی که هیچ سررشته‌ای از زیبایی ندارم؛ نظرشون رو جلب کرده، از قرنیه‌های شفافت بپرس که کدوم بازتاب از قلب سیاهم رو دوست داشتن که باعث شدن تو تا این‌حد به من دل‌بسته بشی و طاقت دوری ازم رو نداشته باشی. - تو همیشه دیر می‌کنی... اون شب می‌خواستم خبر مهمی رو بهت بگم؛ اما نیومدی و حالا که اومدی گوشه‌به‌گوشه‌ی اون اتفاق رنگ خاکستر به خودش گرفته! - لطفاً می‌شه الان بهم بگی، گیلاس کوچولو؟ - راستش ما، درواقع یک «ما» که دیگه شامل دو نفر؛ یعنی من و تو، نیست... دیگه دو نفر نیستیم؛ منظورم اینه که...