NICHE

NICHE

  • WpView
    Reads 62,591
  • WpVote
    Votes 5,287
  • WpPart
    Parts 15
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Tue, Dec 30, 2025
WpInfo
Fanfic
BTS
خلاصه : تهیونگ برای ادامه‌ی تحصیل در طراحی لباس، برای دانشگاه سئول بورسیه میشه. اما چیزی که انتظارش رو نداشت استاد جدی و کم‌حرفیه که الگوی بزرگ دوره نوجوونی‌هاش بوده جئون‌جونگ‌کوک طراح مشهور و رئیس یکی از مطرح‌ترین کمپانی‌های مد آسیا و اروپا ، نه‌تنها استاد کلاس طراحی تهیونگه، بلکه در اولین تماس اتفاقی متوجه چیزی می‌شه که دنیاش رو زیر و رو می‌کنه - تهیونگ جفتشه تهیونگ بی‌خبر از همه‌چیز فقط دنبال پیشرفت اما برای جونگ‌کوک هر قدمی که بهش نزدیک می‌شه ، باید با احتیاط برداشته بشه چون نمی‌خواد امگای نارگیلی رو بترسونه وقتی مرز بین کلاس و دفتر کار ، استاد و دانشجو کم‌کم تار می‌شه تهیونگ باید تصمیم بگیره چقدر حاضره برای رؤیاهاش بجنگه - و جونگ‌کوک باید یاد بگیره چطور برای اولین‌بار از روند همیشگی زندگیش خارج شه و یک تصمیم احساسی بگیره ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ㅤㅤ ⎯⎯ ୨ ୧ ⎯⎯ كاپل اصلی : كوكوی كاپل فرعی : يونمين - جنسو ژانر : امگاورس | رمنس | کمدی | اسمات | آمپرگ فیك چت و توییت 📲 هپی‌اند ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌ ‌ㅤㅤㅤ ⎯⎯ ୨ ୧ ⎯⎯ حقيقتا راجب روزهای آپديتش زياد مطمئن نيستم و نظرمه تند تند آپ كنم تا تموم شه. شرطی براي آپ‌شدن پارت‌ها نميذارم
All Rights Reserved
#34
جئون
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • Wrong number
  • « تاراج » « 약탈 »
  • bunny and bear (Taehkook)
  • 💎••SpotLight••💎
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🍷ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐈‍⬛ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🧨ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک ⛓️ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🔖ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✒️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر 📢ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines