The day you held my hand.(روزی که دستم را گرفتی)
  • Reads 103
  • Votes 35
  • Parts 5
  • Reads 103
  • Votes 35
  • Parts 5
Ongoing, First published Dec 23, 2024
چقدر آرام گرفتم آن لحظه ای که آرام دستانت را در دستانم قرار دادی تا شروع یک زندگی سرشار از آرامش و آسایش خاطر را با یکدیگر رقم بزنیم. این آرامش ابدی را مرهون آن گرمای دستانت هستم که به من بخشیدی



یادم نمیاد چی شد که الان دارم داستان زندگیمو براتون تعریف میکنم من ادا کامیار یا همون ادا آسايش دختر مامان مهری فرشتم مهربونم بودم  دختر بابام هم بودم ها ولی خوب بیشتر به مامانم وابسته بودم اخه میگن دخترا بابایی هستن و پسرام مامانی اما انگار اشتباه هم‌میشه خوب من به مامانم وابستم کسی حق نداره واسه من دلیل بیاره خب از اینا بگزرم  میخام دیگه داستانم رو شروع کنم البته داستانی که با پستی هاش بالاخره خوشبخت شدم اگر الان اون دست نبود من هم الان نبودم
(CC) Attrib. NonComm. ShareAlike
Sign up to add The day you held my hand.(روزی که دستم را گرفتی) to your library and receive updates
or
#19my
Content Guidelines
You may also like
Heir of Wrath (Legacy of the Underworld1) by Dreamer066
25 parts Ongoing
عشق مثل لیسیدن عسل از لبه‌ی تیغ میمونه. مخصوصا اگه در دنیای مافیا متولد شده باشی... 🔞SEXUAL CONTENT تالیا بیانچی پرنسس مافیای ایتالیایی، وقتی برای اولین بار به آسایشگاه فرستاده شد فقط یک چیز رو میدونست: جهان مافیا با زن‌ها مهربان نیست. امید تنها چیزیه که موفق شده تالیا رو حتی با گذشت ده سال در آسایشگاه سنت ماریو زنده نگه داره. امید به اینکه روزی پدرش برگرده و اون رو با خودش به خونه برگردونه. اما سرنوشت بارها ثابت کرده همه چیزهای "سیاه و سفید" پشت پرده‌ای از دروغ‌های هفت رنگ پنهان شدن... تالیا همیشه میدونست پدرش میتونه چقدر بیرحم باشه اما هیچوقت انتظار نداشت که اون رو به ترسناک ترین مرد غرب واگذار کنه. رئیس آینده مافیای کوزا نوسترا. مارکو رومانو. یک قاتل خونسرد... زیبا و خبیث. مردی که سال‌هاست انسانیت رو درونش کشته، روحش رو در سکنه‌های تاریک گذشتش رها کرده. چطور ممکنه قلب مُرده‌ای که چیزی بجز خشم و نفرت درونش جریان نداره، قادر به عشق ورزیدن باشه؟ این همون کاریه که فقط تالیا میتونست ممکن‌اش کنه و باعث بشه مارکو اون کلمات ممنوعه و خطرناک رو به زبون بیاره: " من آدم‌های دیگه رو برای کوزا نوسترا میکشم اما برای تو گلوله میخورم، خونریزی میکنم و میمیرم. تو مال منی و تا آخرین نفس ازت محافظت میکنم."
You may also like
Slide 1 of 10
🚷 MY RED BALLERINA🚷 cover
Mad wolf | kookv cover
دختری با قلب مُنجمد cover
mi.. sin♡[Kookv]  cover
جيتني مثل الشروق اللي محى عتم الليالي cover
Heir of Wrath (Legacy of the Underworld1) cover
Sweet Gambling💲 cover
IndigoWar cover
For MOBINA (Completed) cover
عشق پنهان cover

🚷 MY RED BALLERINA🚷

112 parts Ongoing

#MY_RED_BALLERINA🫀 اطلس بزرگ ترین تاجر ، صادر کننده و کلکسیونر فرش های اصیل و کمیاب ایرانی تو خاورمیا و اروپاست مردی که یه دختر چهار ساله شیرین زبون داره و واسش هرکاری می کنه اِرمیا پسر مهربون و آرومی که عاشق رقصیدن و بچه هاست و معلم باله ست اطلس اِرمیارو با پیشنهاد خواهر کوچیکش به عنوان مربی شخصی دخترش استخدام می کنه همه چیز آروم تا وقتی که اطلس اِرمیارو تو لباس باله مشکی می بینه و تو نگاه اول تموم سلولای بدنش تحریک میشن اطلسی که زنش بخاطر سرد بودن ازش جدا شده مثل یه گرگ وحشیو گرسنه میوفته به جون اِرمیا و اونو تمام و کمال واسه خودش می خواد...... ژانر : گی.درام.بزرگسالانه.خشن.اروتیک💥🔞 به قلم رزی😈