Hemos actualizado nuestras Pautas de Contenido.
Consulta las pautas más recientes para seguir compartiendo historias de forma segura.
Fourth wing (ziam)

Fourth wing (ziam)

  • WpView
    LECTURAS 253
  • WpVote
    Votos 41
  • WpPart
    Partes 4
WpMetadataReadContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación lun, ene 6, 2025
WpInfo
Ficción
Fantasía
صدایش تند و متهم کننده است «تو جوونترین بچه ژنرال مالیک هستی.» جواب میدهم «و تو پسر جف پین هستی» قطعیت این مکالمه چیزی را در درونم تکان میدهد چانه ام را بالا میبرم و تمام تلاشم را میکنم تا همه ماهیچه های بدنم قفل شود و شروع به لرزیدن نکنم. اون به محض اینکه بفهمه کی هستی تو رو میکشه .صدای میرا در ذهنم می چرخد و ترس به گلویم چنگ میزند او مرا از لبه دیواره به پایین پرت می کند. او مرا به بالای برجک میبرد و از آنجا مستقیم به دره می اندازد. من هرگز شانس قدم گذاشتن روی دیواره را هم تجربه نخواهم کرد. من دقیقاً همان چیزی خواهم بود که مادرم همیشه صدا میزد «ضعیف» لیام نفس عمیقی میکشد و ماهیچه های فکش اول یک بار و بعد دوبار منقبض میشود «مادرت پدرم رو دستگیر و به حکم اعدامش نظارت کرد.» صبر کن فقط او حق متنفر بودن را دارد؟ خشم در رگهایم می چرخد« پدر تو هم برادر بزرگترم رو کشت به نظر میرسه با هم برابریم.»
Todos los derechos reservados
#20
liampayne
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • CHROMANDA | VKOOK
  • Daddy And Little Girl
  • The miracle of birth
  • هل سيعود كل شي...؟
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • ~Where's My Angel❄
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • womb of oblivion

[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido