Divine
  • WpView
    Reads 1,305
  • WpVote
    Votes 196
  • WpPart
    Parts 5
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, May 3, 2025
سال‌ها پیش، زمانی که الهه مقدس ماه اولین آلفا، امگا و بتا رو به‌وجود آورد، برای هر یک از آن‌ها توانایی خاصی را صرف نظر از جنسیت هایشان به آن‌ها هدیه داد. مثلا به آلفا قدرت و سلطه بخشید تا در رهبری دسته مقتدر و جدی باشه، به بتا آرامش و خرد بخشید، تا یاور آلفا در جنگ‌ها و فراز و نشیب ها باشه و به امگا- + وبه امگا چی مادر؟ به امگا چی بخشید؟ زن با مهربانی دست‌های کوچک ولطیف پسرک رو گرفت و بوسه ای باملایمت روی پوست نازک و بی‌خط و خش او گذاشت. "و به امگا عشق و محبت، هوش، دلاوری، آرامش و مهربانی اعطا کرد" •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• "ب...برو مینهو. جای ت...تو این‌جا نیست. لیاقت تو من نیستم، لیاقتت یک امگای معیوب مثل من نیست. لیاقت تو یک امگای سلطنتی و قدرتمند مثل خودته، تا بتونه برات بچه بیاره و زندگیت رو شاد کنه. من... من حتی دیگه نمی‌تونم مثل یک امگای معمولی زندگی کنم. رهام کن مینهو، نذار جداییمون سخت بشه. بذار به نبودت عادت کنم... مثل این هشت ماه." °•°•°•°••°•°•°•°•°•°•° داستان امگایی که بخاطر یک مشکل کوچیک از نعمت والد شدن محروم شده، حالا چی میشه اگه اتفاقات اطرافش دست به دست هم بدن و زندگیش تغییر کنه؟ تایم آپ: نامشخص کاپل: مینسونگ
All Rights Reserved
#663
omegaverse
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • « تاراج » « 약탈 »
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Wrong number
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • 💎••SpotLight••💎

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines