Story cover for Divine  by May_Starfire
Divine
  • WpView
    Reads 1,261
  • WpVote
    Votes 191
  • WpPart
    Parts 5
  • WpView
    Reads 1,261
  • WpVote
    Votes 191
  • WpPart
    Parts 5
Ongoing, First published Jan 02, 2025
سال‌ها پیش، زمانی که الهه مقدس ماه اولین آلفا، امگا و بتا رو به‌وجود آورد، برای هر یک از آن‌ها توانایی خاصی را صرف نظر از جنسیت هایشان به آن‌ها هدیه داد. مثلا به آلفا قدرت و سلطه بخشید تا در رهبری دسته مقتدر و جدی باشه، به بتا آرامش و خرد بخشید، تا یاور آلفا در جنگ‌ها و فراز و نشیب ها باشه و به امگا-

+ وبه امگا چی مادر؟ به امگا چی بخشید؟

زن با مهربانی دست‌های کوچک ولطیف پسرک رو گرفت و بوسه ای باملایمت روی پوست نازک و بی‌خط و خش او گذاشت.
"و به امگا عشق و محبت، هوش، دلاوری، آرامش و مهربانی اعطا کرد"

•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•

"ب...برو مینهو. جای ت...تو این‌جا نیست. لیاقت تو من نیستم، لیاقتت یک امگای معیوب مثل من نیست. لیاقت تو یک امگای سلطنتی و قدرتمند مثل خودته، تا بتونه برات بچه بیاره و زندگیت رو شاد کنه. من... من حتی دیگه نمی‌تونم مثل یک امگای معمولی زندگی کنم. رهام کن مینهو، نذار جداییمون سخت بشه. بذار به نبودت عادت کنم... مثل این هشت ماه."

°•°•°•°••°•°•°•°•°•°•°

داستان امگایی که بخاطر یک مشکل کوچیک از نعمت والد شدن محروم شده، حالا چی میشه اگه اتفاقات اطرافش دست به دست هم بدن و زندگیش تغییر کنه؟

 تایم آپ: نامشخص
کاپل: مینسونگ
All Rights Reserved
Sign up to add Divine to your library and receive updates
or
#311jisung
Content Guidelines
You may also like
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
70 parts Ongoing
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖕𝖊𝖗𝖘𝖔𝖓 𝖎𝖓 𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖜𝖔𝖗𝖑𝖉 by ihatemae
28 parts Ongoing
"ᴡʀᴏɴɢ ᴘᴇʀsᴏɴ ɪɴ ᴡʀᴏɴɢ ᴡᴏʀʟᴅ" ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ ɢᴇɴʀᴇs: ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀsᴇ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ, ғᴀɴᴛᴀsʏ, ʜᴀʀsʜ, sᴍᴜᴛ, ᴍᴘʀᴇɢ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · خلاصه: تهیونگ گوشه‌ی توالت کلاب به خواب می‌ره و در جهانی بیدار می‌شه که متعلق به اون نیست؛ میون گروهی از دختران و پسران باکره. جهانی که افراد رایحه‌های غلیظ از خودشون به جا می‌ذارن و رفتار بدوی پیشه کردن. اون دزدیده شده و طبق گفته‌های دیگران مجبور به تقدیم بدن خودش به رئیس خون‌خوار قبیله‌ست. قبل از این‌که تهیونگ فرصتی برای تطبیق و خو گرفتن با جهان اطرافش داشته باشه، وسط یکی از رسوم وحشیانه‌ی ساکنین جهان موازی گرفتار می‌شه و مجبور به فرار کردن از ده‌ها مرد درشت‌اندام و گرگ‌های وحشتناک، مثل طعمه‌ای بیچاره می‌شه؛ مراسم شکار همسر. تهیونگ توسط جاکوب، قدرتمندترین پادشاه خون‌خواری که جهان به خودش دیده انتخاب می‌شه؛ این یک شانسه یا بداقبالی؟ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · این کتاب ترجمه، بازگردانی و تغییریافته‌ی یک رمان انگلیسی‌زبانه و تمام حقوق نسخه‌ی فارسی‌زبان اون متعلق به مترجمه.
You may also like
Slide 1 of 10
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖕𝖊𝖗𝖘𝖔𝖓 𝖎𝖓 𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖜𝖔𝖗𝖑𝖉 cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
 suspended rings||حلقه های معلق cover
Kookv | رد نیش  cover
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎.«𝚅𝙺» cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘.  cover
котёнок. cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
love Wins  cover

•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ

70 parts Ongoing

Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg