دشمنی دیرینه ای که بین دو قبیله وجود داره و شاید همین باعث اشنایی دونفر میشه دونفری که فقط تظاهرن. فرمانده و امگاش که همیشه یه ماسک بی تفاوتی رو چهرشون میزارن اما در واقع خواستار محبتن. محبتی از جنس عشق و علاقه، چیزی که هیچوقت نداشتن. الفایی که تمام زندگیش بدون دیدن جفتش عاشقش بوده و همه خواستش از زندگی دیدن جفتش و داشتن خانوادست. امگایی که همیشه طرد شده و حتی یادش رفته که یه امگاست. فقط تنها بوده و مجبور بوده خودش پناه خودش باشه هردو نیاز به عشق دارن، هردو خانواده میخوان. پس چرا جلوشون رو بگیریم؟ .... «تو تنها خواسته من از زندگیمی، ادونیس.» «بهم گفتی نانچو، یعنی چی؟ -یعنی ارکیده. چشمای گریونت مثل ارکیده های بنفشیه که روشون شبنمه، تو نانچوی منی؛ گل موردعلاقم.» *مینی فیک* کاپل اصلی: ویکوک ژانرها: امگاورس،عاشقانه، انگست، فانتزی ، رومنس، مقدار کم کمدی(CC) Attribution-ShareAlike