- Videos (oneshot)

- Videos (oneshot)

  • WpView
    Membaca 58
  • WpVote
    Vote 10
  • WpPart
    Bab 1
WpMetadataReadLengkap Rab, Jan 8, 2025
WpInfo
Fiksi
Romansa
‌ ‌ ‌ «میدونی جونگکوکا، از همون اولی که دیدمت، متوجه شدم که با بقیه فرق داری.» ‌ ‌ ‌ یونگی نفس عمیقی کشید و ادامه داد:«هروقت نگاهت میکردم، یا باهات حرف میزدم، وقتایی که کنار هم می‌نشستیم و باهم تنها بودیم، دقیقا مثل الان.» ‌ ‌ ‌ هنوز هم دوربین تصویر ماهی ها رو نشون میداد، بزرگ و کوچیک، قرمز و آبی و مشکی، و تکه نون هایی که روی آب ریخته شده بود. ‌ ‌ ‌ «ته دلم یه حسی داشتم، حس... حس-» ـ از وانشات ~~~~~~ couple: yoonkook Genre: romanc, angst, drama
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
#794
bts
WpChevronRight
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • دزد اسپرم
  • you're our boy / Vkookmin
  • They𐙚 «Vk/Kv»
  • bleak'
  • 𝑭𝒓𝒐𝒎 𝑩𝒆𝒂𝒕𝑖𝒏𝒈 𝑻𝒐 𝑫𝒂𝒓𝒌𝒏𝒆𝒔𝒔
  • Us for Us
  • Liora│لیورا
  • Freesia | vkook
  • 𝘊𝘰𝘮𝘱𝘦𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘪𝘯𝘴𝘵𝘪𝘯𝘤𝘵
  • fₒᵣcₑd ₘₐᵣᵣᵢₐgₑ:ازدواج اجباری💍🔇

تهیونگ بعد از فهمیدن اینکه یه قسمت اضافی توی بدنش داره می خواست قبل از در اوردنش ازش استفاده بکند. مرد با سگرمه های درهم فریاد کشید: مردتیکه‌ی بی حیای اسپرم دزد! دست هاش رو محافظ گونه مقابل شکم برامدش قرار داد،متقابلا اخم هایش را برای مرد درهم کشید. : داد نزن بچه‌م میترسه. : من این مردتیکه رو میندازم زندان. تهیونگ حق به جانب: بد کاری کردم نزاشتم اسپرم هات برن تو فاضلاب؟ تو باید از من ممنونم باشی اون غول تشن ها به سختی جئون رو نگه داشته بودند تا به تهیونگ حمله ور نشود. کوکوی

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan