سپیده علیزاده؛ طلوع امید در دل تاریکی
  • Reads 3
  • Votes 0
  • Parts 1
  • Time <5 mins
  • Reads 3
  • Votes 0
  • Parts 1
  • Time <5 mins
Ongoing, First published Jan 15
سپیده علیزاده؛ طلوع امید در دل تاریکی

سپیده علیزاده، روانشناسی دلسوز و پر تلاش، بیش از دو دهه از عمر خود را وقف خدمت به آسیب‌دیده‌ترین اقشار جامعه کرده است. او در سال ۱۳۸۸، موسسه خیریه "نور سپید هدایت" را تأسیس کرد تا به زنان و کودکانی که در دام اعتیاد و بی‌خانمانی گرفتار شده‌اند، دست یاری دراز کند.

علیزاده که به حق "مادر کارتن‌خواب‌ها" لقب گرفته است، با راه‌اندازی اولین "مرکز جامع کاهش آسیب بانوان" کشور در پارک شوش تهران، به پناهگاهی امن برای صدها زن و کودک تبدیل شد. این مرکز در دوران سخت کرونا، به عنوان تنها امید بسیاری از این زنان، شبانه‌روز در خدمت آن‌ها بود.

تجربه‌های ارزشمند علیزاده در همکاری با سازمان ملل متحد و سازمان زندان‌ها، به او شناخت عمیقی از مشکلات زندانیان و آسیب‌های اجتماعی داده است. او با اجرای پروژه‌های مختلف، از جمله ایستگاه‌های سیار کاهش آسیب و مرکز حمایتی "راه نوین"، تلاش می‌کند تا به این افراد کمک کند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند.

داستان‌های موفقیت بسیاری از زنانی که با کمک علیزاده توانسته‌اند از اعتیاد رها شوند و به جامعه بازگردند، گواهی بر تلاش‌های بی‌شائبه اوست. این زنان، علیزاده را نه تنها یک مددکار، بلکه مادری مهربان می‌دانند که به آن‌ها امید و انگیزه دا
All Rights Reserved
Sign up to add سپیده علیزاده؛ طلوع امید در دل تاریکی to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
You may also like
Slide 1 of 10
𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐦𝐚𝐭𝐞𝐬 𝐭𝐨 𝐒𝐨𝐮𝐥𝐦𝐚𝐭𝐞𝐬 cover
Grihini(गृहिणी)  cover
𝐖𝐞𝐭𝐡𝐞𝐫𝐟𝐚𝐥𝐥 𝐀𝐜𝐚𝐝𝐞𝐦𝐲 cover
Little Bella cover
ဦးရဲ့မဟေသီ (Complete) cover
little wife cover
❝𝐇𝐄𝐘 𝐀𝐍𝐆𝐄𝐋❞ - 𝐚𝐱𝐞𝐥 𝐤𝐨𝐯𝐚𝐜𝐞𝐯𝐢𝐜 cover
Vision of Silence cover
Community Happenings cover
𝗗𝗲𝘀𝗶𝗿𝗲 𝗔𝗻𝗱 𝗗𝗲𝗹𝗶𝗰𝗮𝗰𝘆 cover

𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐦𝐚𝐭𝐞𝐬 𝐭𝐨 𝐒𝐨𝐮𝐥𝐦𝐚𝐭𝐞𝐬

30 parts Ongoing

𝐍𝐚𝐢𝐧𝐚 𝐚𝐧𝐝 𝐀𝐛𝐡𝐚𝐲: They met in their second year of BBA. She was the quiet, no-nonsense girl who preferred her own company and a Cold coffee. He, on the other hand, was the boy who lit up every room he entered, with a smile so bright it could melt anyone's mood. Somehow, the two opposites became friends. Abhay's cheerful jokes and carefree nature always managed to bring out Naina's hidden smiles, while Naina's sarcastic remarks kept him on his toes. But as they spent more time together, Naina realized that maybe it wasn't just friendship. And Abhay? Well, he'd been falling for her grumpy side all along. Will Naina let down her walls and see what's in front of her, or will she push Abhay away, thinking they're just too different?" 𝐋𝐞𝐭'𝐬 𝐣𝐨𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞𝐢𝐫 𝐣𝐨𝐮𝐫𝐧𝐞𝐲 𝐨𝐟 𝐋𝐎𝐕𝐄