
این حس را تازه تجربه میکرد. در حقیقت بارها دخترها سعی کرده بودند با او ارتباط برقرار کنند و پسرها به نوعی به او دست پیدا کنند ولی او از قلبش مطمئن بود و به راحتی از چنگالشان فرار کرده بود اما اینبار...اینبار حس میکرد قلب او دارد در دام می افتاد. چیزی که هیچوقت فکرش را نمیکرد عشق آنهم نسبت به یک همجنس؟آنهم به یک مرد متاهل؟آنهم به فامیل خودش؟به شوهرخواهرش؟! اگر جلوی این حس اشتباه را زودتر نمیگرفت عمیق تر میشد و او را به قعر گودال گناه میکشید..All Rights Reserved