Sinner
  • WpView
    Reads 1,207
  • WpVote
    Votes 106
  • WpPart
    Parts 33
WpMetadataReadMatureOngoing12h 40m
WpMetadataNoticeLast published Thu, Feb 12, 2026
این حس را تازه تجربه میکرد. در حقیقت بارها دخترها سعی کرده بودند با او ارتباط برقرار کنند و پسرها به نوعی به او دست پیدا کنند ولی او از قلبش مطمئن بود و به راحتی از چنگالشان فرار کرده بود اما اینبار...اینبار حس میکرد قلب او دارد در دام می افتاد. چیزی که هیچوقت فکرش را نمیکرد عشق آنهم نسبت به یک همجنس؟آنهم به یک مرد متاهل؟آنهم به فامیل خودش؟به شوهرخواهرش؟! اگر جلوی این حس اشتباه را زودتر نمیگرفت عمیق تر میشد و او را به قعر گودال گناه میکشید..
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝕄𝕒𝕞𝕒𝕔𝕚𝕥𝕒 [ғᴜʟʟ]
  • Omega And His Baby
  • HE IS YOUR OPPOSITE ROLE
  • 𝙎𝙣𝙤𝙬 𝙎𝙩𝙖𝙧 [ғᴜʟʟ]
  • The Sky At 10:15 AM
  • Dumb raspberry🫐🌿 | Vkook ver
  •  𓏲࣪ ִֶָ𝐌𝐨𝐨𝐧 𝐒𝐭𝐨𝐧𝐞𓂃
  • 𝗢𝗻𝗲𝗦𝗵𝗼𝘁「𝖢𝗁𝖺𝗇𝖧𝗈」
  • 𝓐𝓷 𝓪𝓬𝓱𝓲𝓮𝓿𝓮𝓭 𝔀𝓲𝓼𝓱 𝓸𝓻...?!🗡(𝔂𝓸𝓸𝓷𝓶𝓲𝓷 )

« - چرا از من خوشت اومد؟ تهیونگ چشم‌هاش رو باز کرد و یک بار صورتش رو از زیر نظر گذروند تا بتونه جوابش رو پیدا کنه. - اینکه جذابی کافی نیست؟ - اینکه پدر و مادرم از هم جدا شدن و تنهایی توی تعمیرگاه کار می‌کنم و فقط با پدربزرگم زندگی می‌کنم باعث نشد پشیمون بشی یا عقب بکشی؟ - تو چرا با آدمی که ماشینش یه تیکه آهن قراضه‌اس و داره تو یه سوییت 40 متری زندگی می‌کنه و به تازگی هم از کارش اخراج شده، می‌رقصی و به پیشنهاد قرار گذاشتنش فکر می‌کنی؟ - چون جذابی؟ » 🔻چندشاتی ◾کاپل: تهیونگ (دخترپسری) ◾ژانر: رمنس، فلاف، روزمره، اسمات

More details
WpActionLinkContent Guidelines