Story cover for Someone Save Me! by cloudy_lo_ve
Someone Save Me!
  • WpView
    LETTURE 563
  • WpVote
    Voti 94
  • WpPart
    Parti 5
  • WpView
    LETTURE 563
  • WpVote
    Voti 94
  • WpPart
    Parti 5
Completa, pubblicata il gen 26, 2025
"جیسونگی گفتم اگر عاشق شم، میپرستمش،
تمام عشق و توجهمو بهش میدم،
تو لایق تمام اینایی. 
از حالا قراره واقعا بپرستمت."

☆Couple [Minsung] ~☆
Tutti i diritti riservati
Iscriviti per aggiungere Someone Save Me! alla tua Biblioteca e ricevere tutti gli aggiornamenti
oppure
#49straykids
Linee guida sui contenuti
Potrebbe anche piacerti
𝗘𝘀𝗰𝗮𝗽𝗲 𝘁𝗼 𝘁𝗵𝗲 𝗮𝗿𝗺𝘀 𝗼𝗳 𝘁𝗵𝗲 𝗲𝗻𝗲𝗺𝘆 | 𝗛𝘆𝘂𝗻𝗹𝘂𝘅 di luna_irzp
18 parti In corso
کاپل : هیونلیکس،مینسونگ ژانر : امگاورص،اسمات،رمنس،هپی اند،دارک،درام روز اپ : نا معلوم ┅┅┅┅┅┅┅༻❁༺┅┅┅┅┅┅┅ ‌‌ هوانگ هیونجین،تتای 28 ساله و امپراطور سلطنت هوانگ توی قرن 23! همسرش و امگاش لی فیلیکس که مجبور میشه برای نجات جون مادرش که یکی از خدمه های کاخ هوانگ بود تن به ازدواج با هوانگ هیونجین بده! ولی فقط خانوادش و به خصوص فلیکس چهره‌ی اصلی هیونجین که اونو زیر یه نقاب پر محبت برای مردم مخفی کرده بود،میشناختن؛ کسی چه میدونست امگا با چه چیزهایی دست ‌و پنجه نرم میکنه!؟ هوانگ هیونجین واقعا چه هیولایی بود؟ ‍‌‌***** مینهو برادر کوچکتر هیونجین و الفای پسر خالش بود،هردو برادر دقیقا این هم بودن،تخت،یه امگا،خلاف و چهره‌ی قلابیشون بین مردم! جیسونگ امگای مینهو بود که میفهمه از مینهو حاملست،مینهو دوست دختر داره هنوزم بعد دوسال ازدواج با جیسونگ،فقط به چشم پسر خالش میدیدش و نمیتونست عاشقش بشه،اما این بچه چیزیو عوض میکنه؟ این دو برادر آخرش چه داستانی رو با امگاهاشون رقم میزنن؟! نکته: من گفتم امپراطوری ولی کشور ها طبق قوانین همین زمان اداره میشن و رئیس جمهور هست و اونا جزو خانواده های قدرتمند کره هستن!
Potrebbe anche piacerti
Slide 1 of 9
Game of heart's _ بازی قلب ها  cover
You are my spring cover
𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲 cover
Arranged marriage cover
RAVEN |Huynlix| cover
𝐊𝐚𝐥𝐨𝐩𝐬𝐢𝐚 cover
𝗘𝘀𝗰𝗮𝗽𝗲 𝘁𝗼 𝘁𝗵𝗲 𝗮𝗿𝗺𝘀 𝗼𝗳 𝘁𝗵𝗲 𝗲𝗻𝗲𝗺𝘆 | 𝗛𝘆𝘂𝗻𝗹𝘂𝘅 cover
SugerDaddy cover
ll KookV ll cover

Game of heart's _ بازی قلب ها

20 parti In corso

کاپل اصلی : هیونلیکس کاپل فرعی : مینسونگ هیونجین رییس یه شرکت معماریه، چان دوست پسرشه، ولی یهو خبر نامزدی چان رو میشنوه. فلیکس؟ یه دانشجوئه که به خاطر همین شرکت، بورسیه شو از دست داده. این وسط اینا همو میبینن و هیونجین به فلیکس میگه :« نقش نامزد منو بازی کن اگه بورسیه میخوای تا چان از نامزدش جدا شه و بیاد پیش من. » فلیکس قبول میکنه...