Bretta | Vkook

Bretta | Vkook

  • WpView
    Reads 233
  • WpVote
    Votes 20
  • WpPart
    Parts 4
WpMetadataReadOngoing3h 11m
WpMetadataNoticeLast published Tue, Feb 4, 2025
در حال آپ (ویکوک ورژن) خلاصه: کیم تهیونگ یکی از مخوف‌ترین رئسای یاکوزا، بعد از سالها برای بازی نامعلومی به صحنه برگشته و جئون جونگکوک، مردی با قلب شکسته از عشق از دست رفته‌اش، قراره اولین مهره‌ی انتخابی برای بازی توی صفحه‌ی شطرنجش باشه. جئون جونگکوک که وانمود می‌کنه فقط یه افسر پلیس معمولیه و عطش انتقام درست مثل آتیش زیر خاکستر، سالهاست که مخفیانه اعماق قلبش رو میسوزونه.. اما آیا جونگکوک موفق میشه آتیش انتقامِ توی قلبش رو خاموش کنه؟ _______ اسلحه رو جلوی صورتش گرفت و گفت میبینی؟ میدونی خالیه اما بازم ترسناکه.. چون اسلحه ذات و ماهیت کشنده‌ای داره! درست مثل من.. Wr: Ba_harn Main couple: vkook Genre: Angst, criminal, mafia, police, romance, smut, tragedy
All Rights Reserved
#187
ویکوک
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Little Bunny
  • The portraitist [Completed]
  •  " 𝘼𝙁𝙏𝙀𝙍 𝙔𝙊𝙐 "
  • ɴᴇᴠᴇʀ ᴀɢᴀɪɴ
  • Omega And His Baby
  • 𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢
  • THE RIFT | KOOKV
  • 𝙞𝙣𝙨𝙩𝙖𝙣𝙩 𝙠𝙖𝙧𝙢𝙖 [KookV]

( کامل شده ) درد و ترس ، چیزی که جونگکوک هایبرید هیفده ساله از سن خیلی خیلی کم بهش عادت کرده . شاید درد کشیدن دیگه براش ساده شده باشه ؟ البته درد کشیدن برای هیچکس ساده نیست ، وقتی اون صدایی که توی مغزت حرف میزنه ام حالش ازت بهم میخوره دیگه چیزی نمی‌مونه میمونه؟ و اینور هم کیم تهیونگ پسر پولداری که همه فکر میکنند بهترین زندگی رو داره البته معلومه که از شخص دیگه زندگی خیلی بهتری داره ولی خب اونم دلایلی داره که از موقعیتش متنفر باشه . چی میشه اگه تهیونگ اون کسی که میخواد ازش مراقب کنه رو پیدا کنه و کوک ام مکان امنی که لازم داره ؟ __________ ته : هیششش نفس هیونگ برا چی معذرت خواهی می‌کنی فرشته ؟ ببینمت پسر قشنگم کوچولوی من برای چی گریه می‌کنی اخه؟ میدونی چقد دلم برات تنگ شده ؟ همه کس هیونگ زندگیه هیونگ اشک نریز پسر نازم میبینی حالم خوبه ؟ نگاه کن منو کوک سرش رو بالا آورد و با چشمای اشکیش به ته خیره شد که دوباره گریش گرفت و شروع کرد به اشک ریختن و گریه کردن با صدای بلند و ته که انگار دست پاچه شده بود لبخندی زد و دوباره کوک رو بغل کرد ته : هیشش عیب نداره عزیزم گریه کن دل کوچولوت گرفته قربون صدات بشم هیسس عیب نداره ....

More details
WpActionLinkContent Guidelines