red eyes🥀

red eyes🥀

  • WpView
    Reads 4,020
  • WpVote
    Votes 338
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Wed, Apr 23, 2025
بدهی؟ آره بدهی که تمام زندگی و آزادیش رو تو یک روز به کیم ویکتور باخت.... اون عوضی مافیا با دست گذاشتن رو نقطه ضعف جونگکوک تونست اونو تو قل و زنجیرش حبس کنه.... اونم ازدواج با مادرش...... اون میتونه همزمان از عشقی که به اون مرد داره بگذره و انتقام بگیره؟ برشی از داستان~ اینبار از کمر جونگکوک گرفت سمت خودش کشید که بهم برخورد کردن و صورتشون باهم مماس شد.... روی لبهاش زمزمه کرد... _تاوان حسابت رو خانوادت پرداخت میکنن جونگکوک، تو میشی پسر خوانده من، و اون زمانی که اسمت بره تو شناسنامم، اون وقت میگم.... نزدیک تر شد و آروم لب زد: _به جهنمِ ویکتور کیم خوش اومدید کیم جونگکوک! ژانر:هپی اند،مافیایی،اس‌مات،ماجراجویی،رمنس..... کاپل: ویکوک ، مشخص نیست.... اسم داستان:چشمان قرمز....
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Amygdala ″kookv″
  • CAFUNE
  • ﮼سەماکردن،لەگەڵ،شەیتان🤷🏻‍♀️💯
  • The 27th Oath
  • Game Over
  • العمليه السوداء التي غيرت مصير ترف و سعود
  • 𝑴𝒚 𝑵𝒂𝒎𝒆 𝑰𝒔 𝑲𝒊𝒓𝒂
  • Two bad boys and a baby boy  :)
  • بۆچی ئازارت دام
  • رفێندرام لەلایەن دوژمنی باوکمەوە

نوه بزرگترین قاضی کره هیچ نمیدونست که قراره عاشق مردی بشه که زندگیش رو به جهنم کشونده...

More details
WpActionLinkContent Guidelines