
![Hex City[هِکس سیتی]](https://img.wattpad.com/cover/324832943-256-k542561.jpg)






![The Scales of Balance[دو سوی ترازو]](https://img.wattpad.com/cover/412164545-256-k856598.jpg)









آخرین چیزی که هوسوک انتظار داشت، هماتاقی شدن با یونگی، پسرِ مدیر دانشگاه، یک پسر بد هموفوبیک، مغرور و دخترباز بود. هوسوک، به عنوان کسی که در خفا گی بود و از یک خانواده مذهبی میاومد، سعی داشت سر راه یونگی نباشه، حتی اگر پنهانی، هماتاقیاش که پسر بدی بود و هیچی نبود جز یک دردسر رو، ستایش میکرد. در نظر یونگی، هوسوک آدم حقیریه. اون هیچی نیست جز یک پسر گی عجیب و غریب و عینکی. ولی چه اتفاقی میافته وقتی که اون عاشق هماتاقی گیاش میشه؟ ----❦ 𝘰𝘯 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: هماتاقی هموفوبیک من 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴜᴘ ᴅᴀʏ: جمعهها 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: انگست، کالجلایف، عاشقانه، اسمات 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 writer: @Lazysince1998 🥇 In #yoonseok
Mais detalhes