Story cover for scenarios by rezi_army
scenarios
  • WpView
    LECTURES 405
  • WpVote
    Votes 29
  • WpPart
    Chapitres 7
  • WpHistory
    Durée 1h 18m
  • WpView
    LECTURES 405
  • WpVote
    Votes 29
  • WpPart
    Chapitres 7
  • WpHistory
    Durée 1h 18m
En cours d'écriture, Publié initialement févr. 07, 2025
اگه هزاران دنیای موازی وجود داشته باشه، قراره هزاران داستان در دنیاهای متفاوت و جورواجور از زندگی دو مردی که تمام دنیای من هستن رو، بخونیم و زندگی کنیم.

من رز هستم. ممکنه اکثر سناریو‌ها رو خونده باشید؛ چون توی تلگرام آپ شدن! منتهی بنده قراره اینجا یه خونه برای بچه‌های زشتم بسازم تا جاشون امن بمونه و تا وقتی جوهر این قلم خشک نشده، این خونه هی بزرگ‌و‌بزرگتر می‌شه~

درضمن؛ هیچ تعصبی توی این خونه قرار نیست آرامشمون رو به‌هم بزنه. همون‌طور که گفتم قراره پا به هزاران دنیا و داستان بذاریم، پس ته‌کوک، کوکوی یا ورس هیچ تفاوتی نداره! تنها نکته‌ی اشتراکی که این دنیا‌ها رو به‌هم وصل می‌کنه عشقه.

ممنون که قدم‌های پُرمهرتون رو توی این خونه می‌ذارید♡
Tous Droits Réservés
Inscrivez-vous pour ajouter scenarios à votre bibliothèque et recevoir les mises à jour
ou
#12امگاورس
Directives de Contenu
Vous aimerez aussi
Under the Skin of the Moon, écrit par dewastories
9 chapitres Terminé Contenu pour adultes
ماه کامل مثل آینه‌ای در آسمان می‌درخشید، اما جین فقط به چیزی درون خودش فکر می‌کرد-فرزندی که در سکوت، آینده‌ای تازه را نوید می‌داد. او امگای مقدس بود، نه به‌خاطر جایگاه، بلکه به‌خاطر قلبی که میان عشق و وظیفه پاره شده بود. نامجون، یوونگی، تهیونگ و جونگ‌کوک-آلفاهایی با قدرت و غرور، هرکدام می‌خواستند جین را در کنار خود ببینند، نه فقط برای عشق، بلکه برای وارثی که می‌توانست جایگاهشان را در گله تثبیت کند. اما میان آن‌همه نگاه سنگین، فقط یک نفر بود که ساکت مانده بود-جیمین. امگایی دیگر، اما با نگاهی که حرف نمی‌زد، فقط می‌فهمید. او هیچ ادعایی نداشت، فقط حضورش گرم بود، شبیه خانه. جین در دل خود گم شده بود، میان آلفاها، غرور، انتظار... اما وقتی نگاهش با نگاه جیمین تلاقی کرد، همه‌چیز برای لحظه‌ای ساکت شد. شاید فرزندش نیاز به یک پدر قدرتمند نداشت. شاید... فقط کافی بود عشق واقعی در کنارش باشد
𝗣𝘂𝗿𝗽𝗹𝗲 𝗠𝗼𝗷𝗶𝘁𝗼 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄, écrit par manilarise
38 chapitres En cours d'écriture
موهیتوی بنفش | 𝖯𝗎𝗋𝗉𝗅𝖾 𝗆𝗈𝗃𝗂𝗍𝗈 تلقین چیزیه که روی ناخودآگاهِ انسان تاثیر میزاره، اگر با یک چیزی مدام مغزت رو به گا بدی و با خودت تکرار و تلقین کنی، قطعا توی ذهنت شکل میگیره. اما نه عاشق بودن! عشق رو نمیشه با تظاهر، پول و مال و زیبایی بدست آورد. تظاهر به دوست داشتن فقط میتونه احساساتِ واقعی که داری و ناخودآگاهت سعی داره اونهارو از خودآگاهت مخفی کنه، برات رو کنه و تورو تو یک بگایی بندازه! ژانر ↶ عاشقانه، کمدی، کمی دراما، اسمات کاپل ↶ «اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓ «فرعی - سپ» قسمتی از فیک ↶ _به من نگو موهیتوی بنفش! _پس چی بگم؟ غیر ازینه که مثل یک موهیتو تو یک روزِ تابستونیِ گرمِ تخمی، برام لذت بخش و آرامش بخشی؟ غیر ازینه که با اون موهای بنفشِ دلبرت، ضربان قلبم رو روی هزار میبری و کاری میکنی دلم بخواد هرروز صبح اون تار های بنفشِ لعنتی روی سینه‌م باشن؟ خب بیشعور. تو خودِ موهیتوی بنفشی! •روزِ آپ: دوشنبه ها•
Vous aimerez aussi
Slide 1 of 5
Under the Skin of the Moon cover
 " 𝘼𝙁𝙏𝙀𝙍 𝙔𝙊𝙐 " cover
𝗣𝘂𝗿𝗽𝗹𝗲 𝗠𝗼𝗷𝗶𝘁𝗼 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 cover
𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢 cover
Amareath. cover

Under the Skin of the Moon

9 chapitres Terminé Contenu pour adultes

ماه کامل مثل آینه‌ای در آسمان می‌درخشید، اما جین فقط به چیزی درون خودش فکر می‌کرد-فرزندی که در سکوت، آینده‌ای تازه را نوید می‌داد. او امگای مقدس بود، نه به‌خاطر جایگاه، بلکه به‌خاطر قلبی که میان عشق و وظیفه پاره شده بود. نامجون، یوونگی، تهیونگ و جونگ‌کوک-آلفاهایی با قدرت و غرور، هرکدام می‌خواستند جین را در کنار خود ببینند، نه فقط برای عشق، بلکه برای وارثی که می‌توانست جایگاهشان را در گله تثبیت کند. اما میان آن‌همه نگاه سنگین، فقط یک نفر بود که ساکت مانده بود-جیمین. امگایی دیگر، اما با نگاهی که حرف نمی‌زد، فقط می‌فهمید. او هیچ ادعایی نداشت، فقط حضورش گرم بود، شبیه خانه. جین در دل خود گم شده بود، میان آلفاها، غرور، انتظار... اما وقتی نگاهش با نگاه جیمین تلاقی کرد، همه‌چیز برای لحظه‌ای ساکت شد. شاید فرزندش نیاز به یک پدر قدرتمند نداشت. شاید... فقط کافی بود عشق واقعی در کنارش باشد