WOUND | VKOOK

WOUND | VKOOK

  • WpView
    Reads 6,880
  • WpVote
    Votes 610
  • WpPart
    Parts 24
WpMetadataReadMatureComplete Sat, Jan 3, 2026
زخم ژانر : جنایی، اسمات، مافیایی، اکشن، رمنس خلاصه : جونگکوک صاحب یکی از بزرگترین هلدینگ های جواهرات ، در یک مهمانی متوجه یک محموله بزرگ از جواهراتی با قدمت چندین ساله میشه و مصمم میشه که هر جور شده اون محموله رو بدست بیاره! چی میشه اگه کیم تهیونگ تصمیم بگیره برای رسیدن به خواسته اش بهش کمک کنه؟ اما هدف کیم تهیونگ فقط کمک به جئون جونگکوک برای رسیدن به اون محموله است ؟! ....................................................................... _ برای من مثل یه تیغ دولبه ایی تهیونگ بوسیدنت زخمِ نبوسیدنت‌ درد.. #wound
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  •  HADES HIT MAN|هیتمن هادس
  • OBSESSED "KOOKV" (completed)
  • Whith eah other!
  • Error - Final Vow
  • ENDLESS PAIN | EP2
  • THE WINDS OF CHICAGO | VKOOK
  • Capo | Vkook | AU
  • Song of Death or Love ||vkook
  • 𝖮︎𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋 | 𝐕𝐊
  • ‏dernière mélodie|Vkook

«هادس،خدای مرگ در یونان باستان» ژانر:مافیایی-اکشن-انگست-رومنس-آش رومنس-اسمات کاپل: سکرت-کوکوی نویسنده: چکاو روزهای آپ: هر پنجشنبه خلاصه: "هادس"سلاحی بی‌نقص ساخته‌شده در دل تاریکی خاندان لورانته، قاتلی که هیچ گذشته‌ای ندارد و هیچ آینده‌ای برایش نوشته نشده. اما قدرت او کم کم مورد نگرانی سازمان قرار میگرد، و با یاد اوری گذشته ، ماشین کشتار به انسانی زخمی تبدیل می‌شود. در جهانی که عشق بزرگ‌ترین گناه است و قدرت تنها قانون، هادس میان آزادی و انتقام گرفتار می‌شود. اما سؤالی که باقی می‌ماند این است: آیا او می‌تواند سرنوشتش را بنویسد، یا همچنان سایه‌ای در پروژه‌ای گمشده باقی خواهد ماند؟ کانال پلی لیست،پستر و پاسخ سوالات @hadesfic __________________________________ مقدمه: مرگ...مرگ.. گاهی فکر میکنم اگر جهان دیگه ای بعد از مرگ نباشه،اگر فقط سیاهی و نیستی باشه پس بالاخره کی میتونم اونو ببینم؟ و بعد فکر دیگه ای به سرم میاد، من حتی در نیستی ام منتظرش میمونم! ----------- +اگه یه روز خواستی بمیری... فقط اسممو صدا بزن. من به جای تو می‌میرم. بغض انتوان ترک برداشت. -اما..خدای مرگ که نمیمیره.. هادس سر خم کرد تا پوست شیرین گردن پسر مریم را ببوید و ببوسد. +ولی برای تو میمیره! -----------------

More details
WpActionLinkContent Guidelines