LUCIDUS | JIKOOK
  • Reads 30
  • Votes 7
  • Parts 1
  • Reads 30
  • Votes 7
  • Parts 1
Ongoing, First published Feb 13
LUCIDUS
 جانگ کوک به اون چشم های نقره ای درخشان نگاه میکرد 
و اون چشم های نقره ای به قدری میدرخشید که کوک احساس میکرد اگر بیشتر بهشون نگاه بندازه
کور میشه 

و تنها چیزی که چشم هاش میبینن اون چشم ها میشه .


JIKOOK
All Rights Reserved
Sign up to add LUCIDUS | JIKOOK to your library and receive updates
or
#22jikook
Content Guidelines
You may also like
✧HOME✧ by timi_vkook
42 parts Ongoing
وضعیت عمارت کیم افتضاح بود. همه جا سکوت کر کننده ای جیغ میکشید و تنها کسی که این وسط با آرامش دمنوشش رو مزه میکرد تهیونگ بود و این رفتار خونسردانه اش داشت تمام نورون های عصبی خانواده رو بیشتر و بیشتر تحریک میکرد.. انگار ک متوجههِ ماجرای پیش اومده نشده بود! این ماجرا نه تنها زندگی خودش بلکه تمام اطرافیانش،حتی باغبون عمارت هم تحت تاثیر خودش قرار میداد. هنوزم صدای مجری مو کوتاه و خوش قیافه شبکه خبر توی گوشاشون پخش میشد "کیم تهیونگ،تنها فرزند تاجر بزرگ،کیم دهیون گی است؟" _______________________________ قسمتی از داستان: ×گول چندتا بوس و بغل و نگاه پر لذت و نخور بدبخت! اینا همش شهوته..تهیونگ آدم خودخواهیه حالا که فرصتشو داره میخواد تمام استفاده اش رو ازت بکنه.اونی که اول و آخرش واسش میمونه منم مننننن! + تو به قول خودت چند سال جلو چشمش،بیخ گوشش و توی بغلش بودی ولی من و ندید انتخاب کرد.. اونم نه برای یه وان نایت برای ساختن تموم زندگیش توی بغلم!! _______________________________ کاپل:ویکوک ژانر:زندگی روزمره_رمنس_اسمات وضعیت:درحال آپ نوبسنده:@tiam_vkook
dear (عزیز کرده) by im-not-arshyabro
23 parts Ongoing
اسم:dear (عزیز کرده) درحال آپ✍🏻 ژانر:امگاورس٫امپرگ٫تاریخی٫اسمات و ..... کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:یونمین خلاصه: خاندان جئون معتقدن که امگا ها سفیدیه دنیا هستند همه ی مردم چوسان باور داشتن که هر امگایی که خون جئون ها را داشته باشه پاک ترین و زیبا ترین امگاست تا اینکه یه فردِ چینی که سفیر پادشاهیه چین بود تو بازار چشمش به امگایی زیبا روی و با ظرافت میخوره سفیر چینی اون امگای بی گناه رو به زور با خودش تا گیشا خانه میکشه و اونجا بهش تجاوز میکنه اون امگا که از خاندان جئون بود روز بعدش خودش رو با تیکه ای پارچه از سقف اتاقه گیشا خانه آویزون میکنه و خود کشی میکنه و بعد از اون تا چند صد سال بعد خاندان جئون امگایی از خون خود نداشتن و فکر میکردن که از طرف الهه ی ماه نفرین شدن و با ورود جونگکوک کوچولوی ما این نفرین شکسته شد. روز های اپ:جمعه ها این فیک خیلی گوگولی مگولی و سافت و بی دردسره و روزمرست پارت هاش هم احتمالا کم باشن 🎀ورژن کوکوی توی همین اکانت با همین اسم🎀
Light in the dark (Kookmin) by hiana_night
8 parts Ongoing
سلام دوستان خیلی ممنون که فیکشن منو برای خوندن و وقت گذاشتن انتخاب کردید. این فیکشن دارای صحنه های اسمات پس خواهش میکنم اگه سنتون کمه یا جنبشو ندارید نخونید. کاپل اصلی: کوکمین کاپل فرعی: ویهوپ، نامجین موضوع: اسمات، امگاورس خلاصه داستان: چونگکوک یه الفاست، چیزی که جونگکوکو از الفاهای دیگه جدا میکنه اخلاق و قلبشه اون بسیار مهربون و خوش اخلاق برعکس الفاهای دیگه که خشنن و حتی هورنین اون اصلا براش سکس مهم نیس. جیمین داستانمون یه امگاست، قلب پاکی داره ولی به دلیل اتفاقات زندگیش نمیتونه به راحتی به کسی اعتماد کنه بلخصوص الفاها. جیهوپ داستانمون یه امگاست که کاری با کسی نداره و داره زندگیشو میکنه که سرکله یه الفایی که به یخ بودن معروف پیدا میشه و زندگیشو تغییر میده. جینی که با یه الفای اصیل زندگی میکنه و زندگیه خوبی هم داره بدون هیچ نگرانی، اما اگه یچیزی باشه که اونو عذاب میده و نمیزاره شبا راحت بخوابه و از الفاش مخفی کرده چی؟!! یونگی پسری که بعد از مرگ همسرش با کسی عهد نبست زندگیه ملایمی داره ولی اگه تمام زوج های داستانمون به کمک یونگی نیاز داشته باشند. ما شاهد سه زوج کاملا متفاوتیم و مردی وفادار بر عشقش. آره، این داستانی از عشق و اخلاق متفاوت به شیوه دیگه ست.
You may also like
Slide 1 of 10
پرسه در نیمه شب cover
Satisfaction(Minibook) cover
Your eyes tell || VK || Completed cover
✧HOME✧ cover
Three puzzle pieces cover
لورنزو | Lorenzo cover
dear (عزیز کرده) cover
CWTCH | KOOKMIN cover
Light in the dark (Kookmin) cover
Kookmin (my half brother)2 cover

پرسه در نیمه شب

14 parts Ongoing

بدن زخمی و خونی گائون که مقابل یوهان روی زمین افتاده و از درد به خودش می‌پیچید، صحنه‌ای بود که مرد تا آخر عمرش دیگه نمی‌خواست شاهدش باشه. اگه یکی از همین دعواها گائون رو برای همیشه ازش می‌گرفت... یوهان دستش رو دور کتف گائون حلقه کرد و بدنش رو درون آغوشش کشید. با صدای آروم و گرفته‌ای به حرف اومد: «اگه قراره مثل گذشته به خودت آسیب بزنی و به هیچی اهمیت ندی... پس حضورم توی زندگی چه معنی‌ای می‌ده...؟» ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ژانر: عاشقانه، بی‌ال، انگست، اسمات کاپل: کانگ یوهان و کیم گائون (فیک از سریال قاضی شیطان / the devil judge) نویسنده: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢 ویراستار: ♧Fatemeh داستان فیکشن ربطی به سریال نداره و اگه سریال رو ندیدید، میتونید با خیال راحت بخونید.