Story cover for Coadjutor by doneial
Coadjutor
  • WpView
    GELESEN 454
  • WpVote
    Stimmen 65
  • WpPart
    Teile 7
  • WpView
    GELESEN 454
  • WpVote
    Stimmen 65
  • WpPart
    Teile 7
Laufend, Zuerst veröffentlicht Feb. 13, 2025
جونگ‌کوک به خاطر معاونی که خیلی ناگهانی اون رو با یک عالمه کار نصفه و نیمه وسط یه پروژه‌ی مهم قال گذاشته توی دردسر بدی افتاده.
و برای اینکه بتونه قبل از اینکه موقعیت و اعتبارش به خطر بیفته، خودش رو به پدرش و هیئت مدیره ثابت کنه قطعا به یک آدم قابل اعتماد و توانمند نیاز داره. اما پیدا کردن یک جایگزین مناسب در حال حاضر سخت‌ترین کار دنیا به نظر میاد. اون هم وقتی زمان زیادی براش باقی نمونده.
بالاخره می‌تونه کسی رو پیدا کنه یا باید استعفا رو قبول کنه؟
Alle Rechte vorbehalten
Melden Sie sich an und fügen Sie Coadjutor zu deiner Bibliothek hinzuzufügen und Updates zu erhalten
oder
#123جیمین
Inhaltsrichtlinien
Vielleicht gefällt dir auch
𝑴𝑶𝑳𝑻 von panikamm
91 Kapitel Laufend
"مولت" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی، معمایی، اکشن، رومنس، انگست، اسمات" کاپل: "کوکمین، تهگی" ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• _نگران نباش، این مرد... سر چرخوند و خیره به تصویر جونگکوک که داشت اسلحه اش رو به جلیقه زیر کتش برمیگردوند و همزمان با یکی از افرادش صحبت میکرد، با لبخند شروری ادامه داد: _رام من خواهد شد. پسر بزرگتر با حالت کنایه واری چشم هاش رو چرخوند و دوباره دست هاش رو به سینه اش زد: _فقط یه احمق مثل تو می‌تونه دنبال رام کردن مردی مثل اون باشه! پسر کوچکتر ناخودآگاه خندید و بعد دوباره نگاهش رو به سمت اون کشید و با حالت تمسخر آمیزی تکرار کرد: _مردی مثل اون؟ منظورت چیه؟! پسر بزرگتر با نگرانی محو این پا و اون پا کرد: _اون کاپیتان تیم الفاست، یه هیولاست! اما تو...داری باهاش مثل یه عروسک بازی می‌کنی! _در اینصورت...هیولای واقعی من نیستم؟! پسر کوچکتر با لبخند شرورانه ای پرسید و باعث شد پسر بزرگتر پیشونیش رو با کلافگی ماساژ بده. این پسر حرف حساب حالیش نبود. ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• وضعیت: درحال آپ
Vielleicht gefällt dir auch
Slide 1 of 10
𝑴𝑶𝑳𝑻 cover
The Tainted Gem cover
Freeze Frame cover
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎.«𝚅𝙺» cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
котёнок. cover
Give me back my camera cover
ولیعهد سرکش cover
Everything𐙚 about𐙚 𑱄them𑱄𐙚 «Vk/Kv» cover
ᥣᥱ𝗍𝗍ᥙᥴᥱ𓆏ᵛᵏᵒᵒᵏ cover

𝑴𝑶𝑳𝑻

91 Kapitel Laufend

"مولت" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی، معمایی، اکشن، رومنس، انگست، اسمات" کاپل: "کوکمین، تهگی" ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• _نگران نباش، این مرد... سر چرخوند و خیره به تصویر جونگکوک که داشت اسلحه اش رو به جلیقه زیر کتش برمیگردوند و همزمان با یکی از افرادش صحبت میکرد، با لبخند شروری ادامه داد: _رام من خواهد شد. پسر بزرگتر با حالت کنایه واری چشم هاش رو چرخوند و دوباره دست هاش رو به سینه اش زد: _فقط یه احمق مثل تو می‌تونه دنبال رام کردن مردی مثل اون باشه! پسر کوچکتر ناخودآگاه خندید و بعد دوباره نگاهش رو به سمت اون کشید و با حالت تمسخر آمیزی تکرار کرد: _مردی مثل اون؟ منظورت چیه؟! پسر بزرگتر با نگرانی محو این پا و اون پا کرد: _اون کاپیتان تیم الفاست، یه هیولاست! اما تو...داری باهاش مثل یه عروسک بازی می‌کنی! _در اینصورت...هیولای واقعی من نیستم؟! پسر کوچکتر با لبخند شرورانه ای پرسید و باعث شد پسر بزرگتر پیشونیش رو با کلافگی ماساژ بده. این پسر حرف حساب حالیش نبود. ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• وضعیت: درحال آپ