این کار خیلی دوسش داشتم برای همین دارم با شما به اشتراکش میزارم. و این رمان در مورد زندگی بعد از جنگ با ولدومرت
و من دارم سرش پاره میشم پس حمایت کنین
summary:
چهار ماه از وقتی که هری حافظهشو از دست داده میگذره. چهار ماه پر از بنبست و بیجوابی.
حالا که زمان داره تموم میشه و خاطراتش داره برا همیشه میره، هری تصمیم میگیره که تحت درمان لژیلیمنسی با یه متخصص معروف قرار بگیره: درمانگر ذهن، دراکو مالفوی.
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
ملانی از پدرش خبری نداره تا این که پدرش به خاطر این که ملانی رو به کاپوی فرناندو ایتالیا بده به ایران میاد و اینجاست که ملانی با راز مخوف پدرش که سالها ازش بی خبر بوده رو به رو میشه ....
صحنه دار_مافیایی🔞