غلاف قصة Dedication بقلم Moa800
Dedication
  • WpView
    مقروء 84
  • WpVote
    صوت 16
  • WpPart
    فصول 3
  • WpView
    مقروء 84
  • WpVote
    صوت 16
  • WpPart
    فصول 3
مستمرّة، تم نشرها في فبر ٢٥, ٢٠٢٥
-تا بحال زندگی با یه نویسنده ی سربه هوا رو تصور کردید؟ 
راستش من هم تصورش نمی کردم تا اینکه برام اتفاق افتاد! 
-اون واقعا یه احمقه کیوته...جوریکه برای کتاب هاش وقت میزاشت باعث میشد حسودی کنم؛ مسخرست نه؟براتون مسخرست چون عشق رو تجربه نکردید! 
تهیون خندید و گفت:"اینکه چطور باهم اشنا شدیم مهم نیست.ی-یعنی مهمه ولی نمیخوام براتون توضیحش بدم"
"دوستش دارم..نه عاشقشم.اون متفاوت ترین کسی هست که تابحال دیدم!"
کمی فکر کرد.حالا خنده اش کمتر واضح بود:"تنها چیزی که بابتش نگرانم کارایی هست که انجام میده.من با نویسنده بودنش مشکلی ندارم ولی با نحوه و طریقه ی نوشتن بومگیو چرا! اخه نمیدونم چرا اون بچه حتما باید برای نوشتن به خودش صدمه بزنه؟! 
-------
کاپل تهگیوعه
~به دومین فیکشنی که آپ میکنم خوش اومدید~
جميع الحقوق محفوظة
قم بالتسجيل كي تُضيف Dedication إلى مكتبتك وتتلقى التحديثات
أو
#78txt
إرشادات المحتوى
قد تعجبك أيضاً
Time; YoonMin | Per Translation بقلم StoryTeller_Mia
38 أجزاء مستمرّة
زمان | Time خلاصه: پارک جیمین ناراحت و تنهاست؛ پارتنری که 15 سال باهم بودن، از نظر احساسی و فیزیکی بعد از سالها سواستفاده و سورفتار اون رو رها کرد و روش اثر بدی گذاشت و باعث شد توی تمام زندگی همچین احساس سنگینی داشته باشه. اون آرزو می کنه یه شانس دیگه برای برگشت به عقب داشته باشه و توی اون زمان که تو دبیرستان بودن؛ دیگه احساسات اون مرد رو نپذیره. یه تصادف، یه تغییر، یه شانس.. وقتی جیمین با یه ماشین تصادف میکنه و به سمت مرگش ته یه دریاچه ی یخ زده می بره جیمین میدونه که قرار بمیره اما با اینکه فقط 30 سالشه از این رفتنش خوشحاله. هرچند، مرگ نقشه دیگه ای برای این مرد داره. مرگ به جیمین پیشنهادی رو میده که همیشه می خواسته. یه شانس دوم. تنها نکته ای که وجود داره اینکه اون دوباره تو 30 سالگی، همین روزی که کشته شده؛ خواهد مرد اما تو این زمان به سن 15 سالگیش برمیگرده تا زندگیش رو دوباره شروع کنه. جیمین هم با اشتیاق و بدون توجه به عواقب این تصمیم قبول میکنه. چه اتفاقی میوفته وقتی همین قدم، تمام دنیاش رو تغییر بده. چه اتفاقی میوفته وقتی به خودش اجازه میده که با نوجوون پردردسر و تنهایی که سال ها قبل به خاطر ترس ازش کناره گرفته رو به روشه و اون رو بپذیره. چه اتفاقی میوفته اگه اون چیزی که قلبش این همه سال نداشته رو (عشق)،
Self Made Love⏱️🚬 | VKook بقلم LostJis
29 أجزاء مستمرّة
⚙️ Name: Self-Made Love | عشق خودساخته ⚙️ Genre: Smut, romance, Future, Incest⚠️🔧 ⚙️ Main Couple: VKook, may be Vers ⚙️ Age category: +21⛔ ⚙️ Writer: Jisog ⚙️ Up-Time: Weekly on _____🏎️_____ "پیست میامِی"؛ جایی که سرنوشت با سرعت ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت نوشته می‌شه! جئون جونگ‌کوک، ستاره‌ی بی‌رقیب فرمول ۱، توی مسیر قهرمانی می‌تازه و با رابطه‌ای عاشقانه که هرکسی آرزوشو داره، زندگی‌ش بی‌نقص به نظر میاد. ولی یه ترس عمیق سایه‌ای روی این خوشبختی انداخته: اگه راز بزرگ زندگیش فاش بشه، چی از دست می‌ده؟ همه‌چی زمانی پیچیده‌تر می‌شه که یه مکانیک مرموز با چشم‌هایی ناهمسان وارد زندگیش می‌شه. نگاهش، مثل چراغ‌های جلوی یه ماشین مسابقه، خیره‌کننده و سرد، روی آسفالت سیاه شب می‌درخشه و انگار یه چیز پنهونی توش منتظره. اسمش "وی‌رُون" نشونه‌ی سرعت، قدرت و چیزی فراتر از خطره... حضور این آدم، مثل یه سایه‌ی تاریک، لرزه‌ای توی دل جونگ‌کوک می‌ندازه؛ تهدیدی که همیشه یه قدم جلوتر از اون نشسته. چه کسی پشت این چهره‌ی مرموز وایستاده؟ آیا جونگ‌کوک می‌تونه از این بازی خطرناک جون سالم به در ببره، یا همه‌چیز تو این مسیر پرسرعت از کنترل خارج می‌شه؟ + بوی روغن ماشین؟ فقط وقتی برام جذابه که به جای موتور، از روی سیکس‌پک‌های داغ مکانیک جدیدم بخار بشه