تهیونگ همیشه فکر میکرد آدمهای خطرناک باید از دور شناخته بشن؛ با دستهایی آغشته به خون، نگاهی وحشی یا اخطاری که در چهرهشون فریاد بزنه: «نزدیک نشو.» اما جونگکوک هیچکدوم از اینها رو نداشت. مردی بود با چشمهایی خسته، سکوتی سنگین و نگاهی که انگار سالها پیش، آخرین ذرهی اعتمادش رو دفن کرده بود. تهیونگ بیهیچ دلیل روشنی حس کرد نباید بیشتر از چند ثانیه در چشمهاش خیره بمونه... اما موند. و گاهی، همین مکثهای کوتاه، زندگی آدم رو از جایی میشکافند که هرگز تصورش رو نمیکرد. از اون روز، هر قدم تهیونگ اون رو به حقیقتی نزدیکتر کرد که پشت تاریکی، جنایت و رازهایی دفن شده بود؛ حقیقتی که شاید بهتر بود هیچوقت کشف نمیشد. بعضی آدمها زندگیات رو تغییر میدن... و بعضی، تمام چیزی رو که از خودت میشناختی، نابود میکنن. /Couple: Kookv Genre: Crime Drama,Mystery, Romance, NC+18 /Written by: F.aezeh /Updates: Irregular
More details