Nous avons mis à jour nos Directives du Contenu.
Consulte les dernières directives pour continuer à partager des histoires en toute sécurité.
En savoir plus 
This isn't the end

This isn't the end

  • WpView
    LECTURES 4,375
  • WpVote
    Votes 574
  • WpPart
    Chapitres 22
WpMetadataReadTerminé ven., sept. 12, 2025
WpInfo
Fanfiction
EXO
couple: chanbaek genre: romance, angst, drama, smut خوابگاه... ویرانه ای با دیوارهای سرد و بی روح که هرگز وعده عشق را نمیدادند. چه کسی گمان میبرد که عشق در پس گورستان سرد اتاقهای ان ویرانه جوانه بزند؟ ویرانه ای که چون ناظری عبوس، در سکوت تنها شاهد قدم گذاشتن عشق در رگهای نمور و تاریک من بود. ناظری عبوس که تجاوز به حریم امن دهلیزی خفته در سکوت را با بی اعتنایی به نظاره نشست. و اما دیوارها... تنها شاهدان بوسه های مخفیانه ما. به یاد میاوری؟ عشق بی رحم من! به خاطر داری؟ حتی اندکی.. ذره ای از طعم شیرین گذشته ها به خاطر میاوری؟
Tous Droits Réservés
#554
گی
WpChevronRight
Rejoignez la plus grande communauté de conteursObtiens des recommandations personnalisées d'histoires, enregistre tes préférées dans ta bibliothèque, commente et vote pour développer ta communauté.
Illustration

Vous aimerez aussi

  • ☁︎𝑴𝒚 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇☁︎ | 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆 |
  • 𝗪𝗵𝗶𝘁𝗲 𝗟𝗶𝗲
  • uncial
  • In The Name Of Love season 3💓
  • ⋆⋆✫ 24Days Of Baekhyun ✫⋆⋆
  • ‏conjunction of the moon and the sun|پیوند ماه و خورشید🌞🌙
  • Freeze Frame
  • -MisUnderstood-[LH]
  • کارگردانDirector
  • ♣️Necklace♣️ 📚FULL📚

نام فیک :my white wolf کاپل : چانبک ژانر : امگاورس ، ددی کینگ ، رمنس ، اسمات ، فلاف خلاصه :بکهیون از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی... پارک چانیول آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟ « من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد » « بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد . "دوباره بگو..." با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ بکهیون زل زد ... بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد . "د...ددی!" فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ... "فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... " به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد . "چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم بیون ... " "ددی...اههه" .

Plus d’Infos
WpActionLinkDirectives du Contenu