Bulb [ChanBaek]

Bulb [ChanBaek]

  • WpView
    Lecturas 242
  • WpVote
    Votos 39
  • WpPart
    Partes 1
WpMetadataReadContenido adultoConcluida dom, mar 23, 2025
WpInfo
Fanfic
EXO
[وان شات] -میدونی که این وقت تلف کردنا عصبیم میکنه! +توام میدونی که وقتی عصبی میشی خوشم میاد! Couple: ChanBaek Genre: Smut Writer: Bambi Telegram: @BambiFiction
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • The Soft Sword
  • 💌 About Falling in Love 💌
  •  [ The Mania ]
  •  The last [session 1]
  • Unread[ChanSoo, SeBaek]
  • paradox
  • 👀|ᴊᵘᴊᵘ| •[ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ]
  • Saving My World
  • 𝑇𝑖𝑙𝑙 𝑠𝑖𝑙𝑒𝑛𝑐𝑒 𝑡𝑜𝑜𝑘 𝑌𝑂𝑈 || ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ
  • Snowy Wish

⚔️ " شمشیر نرم " ⚔️ 🏹 کاپل: چانبک، هونهان، سولی، کایسو 🏹 ژانر‌: تاریخی، رمنس، اکشن، درام 🛡️ در حال انتشار ~ برش هایی از داستان: * « هیچ کس دوست نداره چیزی که مال خودشه از دست بده فرمانده پارک.. اما گاهی این اتفاق میفته... و تو الان چیزی برای خودت نداری، حتی در یک مقام بالا باز هم سربازی هستی که جانت، سلامتیت، شادی و عشقت ممکنه هر لحظه به خاطر کشور برای همیشه از تو گرفته بشه » چانیول نگاه محکمش را به چشمان خاکستری رنگ و عمیق بکهیون دوخت:« انگار منو نمیشناسی فرمانده بیون... من جانم، سلامتیم و شادیم رو با کمال میل تقدیم به کشور میکنم اما عشق... اونو دور از هر خطری، توی قلبی که بهش میدم حفظ میکنم » * * به سمت لباس های خودش رفت و زیر لب غر زد:« این همه بی پروایی و بی احتیاطی، اونم وقتی وسط اقامتگاه سلطنتی هستیم و دور تا دور این اتاق خدمتکار و محافظه. میدونم بلاخره یه روز منو با لباس خواب روی تخت خواب تو کشف میکنن!.. » با نزدیک شدن پادشاه به صورتش و نگاهی که به لب هایش دوخته بود ساکت شد. او اهسته گفت:« این بهترین منظره توی کل اقامتگاه سلطنتیه. تو با لباس خواب روی تخت من.. تو بدون لباس توی اغوش من...» *

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido