TINNITUS

TINNITUS

  • WpView
    GELESEN 179,177
  • WpVote
    Stimmen 16,459
  • WpPart
    Teile 30
WpMetadataReadAbgeschlossene Geschichte vor etwa 13 Stunden
WpInfo
Fanfic
BTS
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
Alle Rechte vorbehalten
#760
امگاورس
WpChevronRight
Werde Teil der größten Geschichtenerzähler-CommunityErhalte personalisierte Geschichtenempfehlungen, speichere deine Favoriten in deiner Bibliothek und kommentiere und stimme ab, um deine Community zu vergrößern.
Illustration

Vielleicht gefällt dir auch

  • kookv baby doll [ Completed ]
  • he is my alpha (kookv)
  • Wild heart
  • 7 RING - 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕
  • Wrong number
  • 𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃���𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ]
  • 𝖠𝗋𝖼𝖺𝗇𝖺 ᭡
  • ٭ Black wine ٭
  • Before you (I thought I had it all) | KookV
  • MISTAKE

عروسک🍸 زوج اصلی : کوکوی ...... یونمین ژانر: عاشقانه درام امپرگ یه داستان کلیشه‌ای یه مافیای بی رحم و هوسباز که به کسی نمیبازه یه پسر خوشگل و گستاخ که طعمه نگاه های هوس انگیز میشه ولی قرار نیست آروم و مطیع باشه اما........ یه راز بزرگ داره این راز و این مافیا بی رحم برملا میکنه این داستان، داستان یه عروسک فروشه که یه عروسک و برای خودش میخواد

Mehr Details
WpActionLinkInhaltsrichtlinien