Convicts

Convicts

  • WpView
    Reads 397
  • WpVote
    Votes 48
  • WpPart
    Parts 9
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Aug 30, 2025
میگن شیشه حافظه داره. هر ضربه‌ای که بهش بزنی، تو خودش نگه می‌داره، زخم‌هاشو قایم می‌کنه، ولی هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنه. برای همینه که گاهی بی‌دلیل، یا با یه تقه‌ی کوچیک، ناگهانی فرو می‌ریزه. مینهو هم مثل شیشس. تمام ترک‌های ریز و درشت رو توی خودش جمع می‌کنه. لبخند می‌زنه، ادامه می‌ده، اما یه روز... درست وقتی هیچ‌کس انتظارشو نداره، می‌شکنه-و کاری می‌کنه که تا آخر عمر بابتش زجر بکشه. مینهو یک پسر 25 ساله است که بخاطر انتخاب هاش توسط خانوادش ترد میشه و یک روز از هم می‌پاشه. خیلی غمگینه نه؟؟ ولی چی میشه اگر یک چسب دو قلو به دادش برسه و تیکه هاش و به هم بچسبونه در حالی که خودش داره تیکه هاش و از دست میده. Genre: Mystery, Crime, Romance Couple: Minsung, Chanlix, Minri (Minho and Yuri) Writer:Niloo
All Rights Reserved
#442
minsung
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • •|𝗖𝗛𝗘𝗖𝗞 𝗠𝗔𝗧𝗘|•
  • The Seven Deadly Sins #2: Wrath
  • One touch(Vkook)
  • Hot, Like Ice {کامل‌شده}
  • Bloody Sign
  • شيطان الانس
  • 𝑮𝐚𝐦𝐞 𝑹𝐚𝐧𝐠𝐞 || 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧
  • 𝑵𝑪𝑰 (𝑺1)
  • Again for
  • 𝖴𝗇𝗂𝗊𝗎𝖾𝗇𝖾𝗌𝗌|j.jk✔️

- از چی این‌قدر می‌ترسی، کبوتر بی‌پروای من؟ - بودنت منو بی‌پروا می‌کنه، نبودنت منو می‌ترسونه. بی‌پروام تا زمانی که تو کنارم باشی، وقتی نیستی از همه‌چیز می‌ترسم. ⇠❝ نام فیکشن: Check Mate ⛓ ⇠❝ ژانر ⇠ مافیایی، رمنس ، اسمات🔞، جنایی، انگست، مهیج ⇠❝ کاپل ⇠ Vkook, Hopemin ⇠❝ نویسنده‌ ⇠#Yuna ⇠❝ شطرنج بازی به مثال بالرینی بی‌پروا، شیفته‌ی تضاد خونه‌های مشکی و سفید شطرنج، ناخواسته از طرف دو رئیس مختلف از دو بند مافیایی به یک بازی دعوت شده بود. دعوت شده به بازی از طرف دو رئیس مختلف از دو بند مافیایی، یک نفر تشنه به خون تن اون پسر و یک نفر تنشه به عطر تن اون پسر؛ توی این صفحه‌ی شطرنج همه مهره‌ی بازی بودند و فقط دو گرداننده مقابل هم قرار می‌گرفتند، اما چه می‌شد اگر روزی جایگاه مهره‌ها با گرداننده عوض می‌شد و اون پسر مقابل کسی قرار می‌گرفت که روزی، بهش دلباخته بود؟ آیا این‌بار هم در بازی عشق و زندگی می‌باخت؟ - داری باهام بازی می‌کنی. - از بازی کردن خوشم میاد. - چه نوع بازی؟ - بازی‌ای که هر خطش با اشک و خون نوشته بشه، با خط و خراش، زخم و درد، کبودی و رنج. امشب صفحه‌ی این بازی تن منه و قلم انگشت‌های تو!

More details
WpActionLinkContent Guidelines