Story cover for AIZOU by __Cica
AIZOU
  • WpView
    Reads 4,317
  • WpVote
    Votes 944
  • WpPart
    Parts 17
  • WpView
    Reads 4,317
  • WpVote
    Votes 944
  • WpPart
    Parts 17
Ongoing, First published Apr 05
ꗃ آی‌زو

⸙‌۪۫ من فقط می‌خواستم انتقام بگیرم... می‌خواستم ثابت کنم که درد من، یه نفر دیگه رو هم می‌سوزونه... 
ولی هرگز نمی‌خواستم درد خودم رو روی شونه‌های کسی بذارم که هیچ تقصیری نداره.
تو شبیه من بودی... تنها، شکسته، بی‌کس.
انگار داشتم خودم رو توی چشمات می‌دیدم.
من هرگز قصد نداشتم عاشقت بشم...
ولی حالا دیگه هیچ راهی برای برگشتن ندارم؛
نه به گذشته‌ای که از دست دادم، نه به آینده‌ای که خودم ویرونش کردم!


𝖼𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾𝗌 ⨟ 𝗍aegi
𝗀𝖾𝗇𝖾𝗋𝗌 ⨟ 𝗆ysterious, 𝗋evenge, 𝗆elodrama
𝗎𝗉𝗅𝗈𝖺𝖽 𝗍𝗂𝗆𝖾 ⨟ ⺌


❏ کلمه‌ی 愛憎 (آی‌زو) یه کلمه‌ی ژاپنیه که نماد یک وضعیت روحی و عاطفی پیچیده‌ست که نمی‌شه اون رو به سادگی با یه احساس واحد توصیف کرد :)
All Rights Reserved
Sign up to add AIZOU to your library and receive updates
or
#107taegi
Content Guidelines
You may also like
Finix (yoonmin) by Ruby___writer
26 parts Ongoing
مین یونگی، آلفایی سرسخت و مستقل، پلیسیه که برای ارتقاء شغلی تصمیم می‌گیره وارد «آشیانه آلفا» بشه؛ آکادمی‌ای سخت و رقابتی برای تبدیل شدن به نیروی ویژه. اما درست قبل از شروع این مسیر، فشاری از سمت خانواده و تصمیمی پشت درهای بسته، اونو مجبور به پذیرش ازدواجی می‌کنه که هیچ‌وقت انتخاب خودش نبوده - با پارک جیمین، امگایی که پسر رئیس جدید سازمان ضدتروریسم کره‌ست. ورود به آکادمی برای یونگی فرصتیه برای فاصله گرفتن از این اجبار. اما نمی‌دونه جیمین هم، با هدفی مستقل و شخصیتی متفاوت از تمام کلیشه‌های ذهنی یونگی، وارد همون مسیر شده و حالا به‌عنوان تنها امگای حاضر در آشیانه، بیش از همه زیر نگاه‌هاست! بعضی تقاطع‌ها فقط آغازن، نه به مقصد ، بلکه به جایی که هیچ‌کس نمی‌تونه پیش‌بینیش کنه... ___________________________________ نام فیک : Finix کاپل اصلی : yoonmin (یونمین) ژانر : امگاورس / ازدواج اجباری / پلیسی / انگست / اکشن / رومنس / اسمات / عشق نفرت نویسنده : روبی ❤️ وضعیت : درحال انتشار (کپی ممنوع)⚠️ ____________________________________
Coshay / نامیرا by rominaromina396
128 parts Ongoing
فصل 1 احساس تنهایی خیلی خوبه ولی نه وقتی ۱۶ سال طول بکشه بلاخره یه جایی کم میاری ، کنجکاوی قلقلکت میده و دلو میزنی ب دریا و ...فرار میکنی ... ولی همیشه قرار نیست نتیجه ی یک اشتباه بد باشه شاید بشه شروع ی زندگی دوست‌داشتنی و پر ماجرا و شاید عجیب .... بخشی از داستان : پس من چی ؟ پسر کوچیک تر ب صورت مثل برف شوگا نگاه کرد هول شد .." .آلفا ! شوگا بیحرف همون دست جیمین رو سمت لباش برد و خورد . انگشتای عسلی جیمینم همراهش وارد دهنش شد و موج الکتریسیته ای وارد بدن امگا کرد. جیمین مسخ شده به چشمایی ک اگه اشتباه نمی‌کرد برق شیطنت از توش پیدا بود خیره شد.... کوک مثل بچه ها اعتراض کرد " هئونگگگگگ اون مال من بود ‌..من هنوز گشنمه ..!!! تهیونگ ک سیر شده بود به دیوار پشت سرش تکیه دادو دستی ب شکمش کشید ... " آخيش... چه خوب که من سیر شدم ! " کوک با غیض نیم خیز شد " میام میزنمتا ... تهیونگ با تخسی نگاهش کرد " جرئت داری بیا... فصل اول تمام شده😍🖖🏻 . . . فصل دوم در همین صفحه گذاشته میشه 😈🙈 داستان یه خانوادست ....اما ...آیا یه خانواده عادی ؟ ... . . . +میتونی تصور کنی از پدرت دو سال کوچیک تر باشی ؟! _ مطمئنی پدرته ؟! + اره ..... _ پس دیوونه شدی .. + نمیدونم ....شاید ... . . . زندگی مخفیانه یه خانواده ....و داستان های بینشون ... . . . هیجانی کمدی معمایی کاپل :
Silence & shadow/سکوت و سایه by writerokiko
19 parts Ongoing
درحال آپ📌 -چرا ابرک صدام میزنی؟ -چون با دیدنت یاد بارون می افتم... -اوه... اون خیلی زیباست! چطوری تونستم اذیتش کنم؟ *** سئول زیر سایهٔ سیاستمدارهای فاسد و قدرت‌های پشت‌پرده خفه شده؛ و در دل همین آشوب، جونگ‌کوک و شش نفر از نزدیک‌ترین همراهانش تبدیل شدن به کابوس شبانه‌ی دنیا میشن. گروهی که با برنامه‌ریزی دقیق و بی‌رحمانه، یکی‌یکی مهره‌های اصلی فساد رو حذف می‌کنن و پلیس فقط ردّی از مرگ پشت سرشون پیدا می‌کنه. اما آخرین نقشه‌شون با همه فرق می‌کنه. این بار نه برای کشتن، بلکه برای گرفتن یک گروگان. پسر هفده‌ساله‌ای به اسم کیم تهیونگ که هیچوقت توی زندگیش حرف نزده. پسر بچه ای که هیچ نقشی تو فساد شهر نداشته؛ فقط اشتباهش توی دنیا این بوده که به خانواده‌ای وصل بوده که قدرت دستشونه. وقتی نقشه اجرا می‌شه و تهیونگ به مخفی‌گاه منتقل می‌شه، همه‌چیز طبق برنامه‌ست... جونگ‌کوکی که همیشه یخ‌زده، محاسبه‌گر و بدون ترحم کار کرده، وقتی با سکوت سنگین تهیونگ و نگاه‌های درهم‌شکستۀ اون روبه‌رو می‌شه، چیزی تو وجودش از ریتم می‌افته. این پسر قرار نبود براش مهم بشه. قرار نبود ذهنش رو در میانهٔ یک جنگ تمام‌عیار درگیر کنه. اما همون چند نگاه کافیه تا تعادل جونگ‌کوک ترک بخوره و ناگهان گروهی که سال‌ها با دستورهای س
You may also like
Slide 1 of 9
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• cover
My Angel  cover
Finix (yoonmin) cover
Coshay / نامیرا cover
back to black cover
Just friendship | Completed cover
Silence & shadow/سکوت و سایه cover
Jung Pack  cover
𝕄𝕪 𝕙𝕠𝕥 𝕟𝕦𝕣𝕤𝕖🫂🦋 cover

𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠•

88 parts Complete

𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞 [Completed] «جونگ‌کوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر می‌کنه که می‌تونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرمانده‌ی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش به‌هم می‌ریزه.» - اگه این‌قدر علاقه به مردن داری... می‌تونم زودتر از این تمرین‌های کشنده دخلت رو بیارم! جونگ‌کوک که گونه و چونه‌اش توی دست بزرگ فرمانده‌اش تحت فشار بود، ناله‌ی آرومی کرد و جوابش رو داد: - آه...فرمانده... این‌قدر دوست داری من رو با دست‌های خودت بکشی؟ تهیونگ نیشخندی زد و با ول‌کردن چونه‌اش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد. - تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگه‌ای فکر نکردم! «اتمام یافته» ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست