مینگی تو شب کریسمس، از شلوغی خانه و غرغرای مینی، خواهرش گریخته و خودش را به مغازهی قدیمی پدربزرگش میرساند. جایی که هر سال یونهو، پسری از زمانی دیگر منتظرش است. بین صدای گرامافون، عطر کلوچه و گرمای شومینه، دلتنگی و عشقشان شعلهور میشود. بوسهای دزدکی و حرفهایی از ته دل، آنهارا به لبهی یه تصمیم بزرگ میرساند: میتوانند با سرنوشت جنگیده و عشقشان را نگه دارند، یا این شب، آخرین دیدارشونه؟
ژانر: عاشقانه، فانتزی، درام
کاپل: yungi (Ateez)
TG:yungiAteez
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.