تهیونگ، رانندهی بیرقیب مسابقات خیابانی، آمادهست تا بزرگترین قهرمانی زندگیش رو جشن بگیره. اما یه تصادف مشکوک همهچیز رو تغییر میده.
وقتی بیدار میشه، دیگه اون آدم سابق نیست.
نیمی از وجودش لبخند میزنه...
نیم دیگه، آمادهی کشتنه.
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
آخرین تصویری که از میان پلک های نیمه بازش دید،لبخند شروانه فالگیر بود
( بهت تبریک میگم چوی یونجون!)
پارت ها کوتاه ان
ژانر:فانتزی.فلاف.
اگه دنبال یه داستان فلاف به دور از فیک های خشن هستید خوش امدید!