↚ اون چشمهای لعنتی ↞
چشمها هرگز دروغ نمیگن.
اونها اولین چیزهایی هستن که ترس، عشق، خشم و خیانت رو لو میدن.
نگاه کسی که گذشتهش خاکستریه، میتونه از هزار تا اسلحه کشندهتر باشه.
و اگه یه نفر باشه که بتونه تا ته وجودت رو بخونه، دیگه جایی برای قایم شدن باقی نمیمونه.
─── ・ 。゚☆: .☽ . :☆゚. ───
𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑭𝒖𝒄𝒌𝒊𝒏𝒈 𝑬𝒚𝒆𝒔
𝑮𝒆𝒏𝒆𝒓: 𝑷𝒔𝒚𝒄𝒉𝒐, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑩𝑫𝑺𝑴
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒕𝒆𝒓: 𝑹𝒂𝒗𝒂𝒏𝒂
𝑪𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒎𝒊𝒏, 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏
─── ・ 。゚☆: *.☽ .* :☆゚. ───
حالا که لبخندها کمرنگ شدن، چشمها قصه میگن.
این فصل، فصل قایم شدن توی سایهها نیست... فصل چشمهاییـه که حرفها برای گفتن داره اما احساساتش رو فقط با نگاه کردن نشون میده.
─── ・ 。゚☆: *.☽ .* :☆゚. ──-
_چرا همیشه با اون نگاه نگاهش میکنی؟
_کدوم نگاه؟
_همونی که انگار میخوای بکشیش... یا مال خودت کنیش.
جان پسر سخت کوش و پرتلاشیه که به کارش اهمیت زیادی میده و وقتی برای خودش نمیذاره.
یانلی، خواهر دلسوز و مهربون داستانمونه که دلش میخواد یه تغییر تو زندگی برادرش ایجاد کنه. با پیدا کردن یه دوست پسر براش!
ولی خب کی میدونه چی در انتظارشونه؟ 😉
با داستانشون همراه بشید 🌈🌈
*این یه فیک ترجمه شده اس که اجازهی ترجمهاش رو از نویسنده گرفتم. فیک شیرینیه و امیدوارم شما هم ازش لذت ببرین. ^_^✨
*نویسنده : Yizhan_love
*مترجم :Roghayeh_2002
وضعیت : کامل شده