Is it mine?!

Is it mine?!

  • WpView
    LECTURAS 9,757
  • WpVote
    Votos 1,773
  • WpPart
    Partes 27
WpMetadataReadContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación hace alrededor de 12 horas
WpInfo
Fanfic
BTS
Personaje Original (OC)
Kpop
Romance
همه چیز از اونجایی شروع شد که یونگی، تنها امگای نازپرورده‌ی خاندان جانگ درحالی که آخرین دسته گل روزش رو به سفارش داییش پیچیده بود و با دوچرخه‌ی کیوتش تا خونه میرفت با اون آلفای عنق تصادف کرد! - این دسته گل مال منه؟! - تو که چیزیت نشده بود، همین الانشم که اینجا نشستی از همه سالم‌تری! - نخیر کی گفته؟ خونریزی داخلی کردم معلوم نیست! -برادرم بهم گفت از همه‌ی آلفاها دوری کنم، منم همین کارو کردم، اما تو پشت سرم دوییدی، تو اسیرم کردی! Couple: Sope/vkook
Todos los derechos reservados
#3
چانبک
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • Trust Me Baby Boy [Vkook]
  • مافیای صورتی‌/ The pink mafia🔞🔥
  • Lovelorn
  • ⭕ Silver Devil ⭕
  • 🪷Peck Kim🪷
  • котёнок
  • the Second son
  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • 𝗧𝗲𝘅𝘁𝘀 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗲𝘅 | 𝘀𝗼𝗽𝗲
  • ~اولین بار~سپ
  • 𝐋𝐢𝐥𝐢[𝒔𝒐𝒑𝒆]
  • Destroy [Completed]
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • fₒᵣcₑd ₘₐᵣᵣᵢₐgₑ:ازدواج اجباری💍🔇
  • Horny Apple 🍎🚫
  • Abandoned, next line!_
  • BTS_svensome
  • Mute | ᴊᴍ+ᴊʜ
  • 𝑼𝒑𝒔𝒊𝒅𝒆 𝒅𝒐𝒘𝒏 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆

خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido