
اسم: امید. ژانر: درام- عاشقانه. کاپل: سپ. مقدمه: چشمهایش خالی بودند. هر وقت که به آنها نگاه میکرد، چیزی جز تاریکیِ عمیقی که همچون یک سیاه چاله او را درون خود میکشیدند، نمیدید. میخواست نجاتش بدهد، باید نجاتش میداد! حتی اگد نیاز بود، خونش را هم وارد رگهای او میکرد تا بتواند امیدی که فقط بخاطر او، درون وجودش بود، به آن روح ناامید منتقل کند.All Rights Reserved