Reason my life (presian ver)

Reason my life (presian ver)

  • WpView
    Reads 1,378
  • WpVote
    Votes 174
  • WpPart
    Parts 14
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Jan 31, 2026
معتقد به اینم اگه دلیل وجود داشته باشه همه چیز نابود میشه ، اگه برای دلیلی عاشق فردی شده باشی ، اون دلیل اگه از بین بره عشقت هم از بین میره ، یا اگه بخاطر یه دلیلی از یکی متنفر باشه اگه اون دلیل از بین بره تنفرتم‌ از بین میره ، دلیل چیزیه‌ که آدما براش سرپا موندن. تو یا بخاطر دلیل داشتن زنده‌ای یا بخاطر دلیل‌ نداشتن ، متوجه‌‌ی منظورم میشی؟ قبل از انجام هرکاری که از تو بخوان ، میگی دلیل بیار. یا قبل خواب از خدا دلیل میخوای. ازت دلیل میخوان که چرا دوسشون‌ داری. ازت دلیل میخوان که چرا درس نخوندی. ازت دلیل میخوان که چرا باهاشون‌ بیرون نرفتی‌. ازت دلیل میخوان که چرا داخل خودتی‌. ازت دلیل میخوان که چرا سروصدا‌ میکنی. همش یه دلیل کوفتی ازت میخوان‌ یه دلیل کوفتی! دلیلی نداشتم ، دلیلی نداشتم تا وقتی که چشماشو دیدم ، دلیلی نداشتم تا وقتی که از بین اون لبا اسممو‌ شنیدم. همه‌ی وجود اون شد دلیل زندگی من ، دلیلی برای زنده موندن‌ من. ازم دلیل بخواین‌ که چرا زندم‌ ، ازم دلیل بخواین تا من اسمشو‌ بگم . حتما یه پارت بخونین شاید خوشتون اومد عموییا
(CC) Attrib. NonComm. ShareAlike
#285
bts
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • « تاراج » « 약탈 »
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Wrong number
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • bunny and bear (Taehkook)
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • 💎••SpotLight••💎
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines