میگن عشق مثل شراب قرمزه...
رنگش گرم، طعمش عمیق، و مستیش از جنس دلتپیدنهای بیدلیل.
وقتی عاشق میشی، انگار دنیا یه پرده نازک از خیال روی خودش میکشه؛رنگها روشنتر میشن، صداها لطیفتر، و هوا پر میشه از بوی نبض کسی که قلبت براش میزنه.
من، رُزیام...
و قصهم، قصهی دوتا نگاهه که هرکدوم، یکجور خاص دوستداشتنی بودن.
دل که منطق نمیفهمه، فقط میتپه، فقط میخواد.
و اون روزها، روزهایی بودن که زندگی طعم شراب قرمز گرفته بود...
آره، اون روزا رنگی بودن... بوی شراب میدادن...
اما هیچکس نگفت ته مزهی شراب قرمز، تلخه 🍷🥀
Sumali sa pinakamalaking komunidad ng pagkukuwentoMakakuha ng personalized na mga rekomendasyon ng kuwento, i-save ang iyong mga paborito sa iyong library, at magkomento at bumoto para lumago ang iyong komunidad.