Story cover for Hogwarts legacy by le_fabula
Hogwarts legacy
  • WpView
    Reads 973
  • WpVote
    Votes 97
  • WpPart
    Parts 13
  • WpView
    Reads 973
  • WpVote
    Votes 97
  • WpPart
    Parts 13
Complete, First published May 22, 2025
داستانهایی از هاگوارتز که هرگز گفته نشد/ تقدیم به همه پاترهدها 💎



در دل دیوارهای قدیمی هاگوارتز، رازهایی هست که فقط در تاریکی زمزمه می‌شن.

هر قسمت این مجموعه داستانی، یه اتفاق تازه تو مدرسه جادوگری هاگوارتزه...


ژانر: درام، فانتزی تاریک، روان‌شناختی، معمایی
تم‌ها: بی‌اعتمادی، قضاوت، قدرت معجون‌ها، هویت پنهان، میراث هاگوارتز، انتقام، دوستی، عاشقانه، خاطرات فراموش شده، هویت پنهان

نویسنده : lele


به هاگوارتز برگرد🪄🔮 اما نه اونطور که قبلا دیدی...

.
.
.
.
.
.
.
.

❌❌❌لطفا این داستان‌ها رو بدون اطلاع و رضایت من جایی دیگه منتشر نکنید. ممنونم❌
All Rights Reserved
Sign up to add Hogwarts legacy to your library and receive updates
or
#26دراکو
Content Guidelines
You may also like
flowers on my skin|drary by _sev_iiin
25 parts Complete
-درحال ادیت- "نتونستم جلوش رو بگیرم، اولش مثل یک دانه ی کوچیک توی قلبم نشست و بعد بزرگ شد، با بزرگ شدنش کنترل و پنهان کردنش هم سخت تر شد، بعد مثل یک شاخه ی بزرگ و قوی کل من رو احاطه کرد و من فقط-فقط نتونستم جلوش رو بگیرم." دریکو دستش که هنوز روی شانه هری بود را به سمت صورتش آورد.چانه او را گرفت و بلند کرد.هری را که نگاهش بر روی زمین بود،وادار کرد تا به او نگاه کند.لبخند کوچکی به هری زد. "مقاومت نکن.بذار روحت با روحم قاتی شه.بذار فقط‌‌ تمام وجودم از تو پر بشه،بذار فقط اسم تو روی لب‌هام جاری بشه. بذار فقط صدای تورو بشنوم،بهم اجازه بده تا با بوی تن تو مست شم،بهم اجازه بده تا چشمان خاکستری ام فقط در چشمان جنگلی تو غرق شه." هری از حرف های او تعجب کرد،اما نتوانست جلوی درخشش چشمانش را بگیرد.دریکو لب هایش را با زبانش خیس کرد و با صدای ملایمی که هری هرگز قبلاً نشنیده بود به سخنانش ادامه داد:"بذار پوستت رو لمس کنم، بذار گلها روی پوستت شکوفا شن." _ __ __ _ پروردگارا،به مردی همچو زیبایی بهار عشق ورزیدم.با موهایی که گل بابونه آغشته در آن است. پروردگارا،آن مرد به مردی همچو زمستانی سفید عشق ورزید. با موهایی که از نور زیبا و فریبنده ماه می‌درخشد. "Persian Translation" cr:@malfoyunyesilelmasi
You may also like
Slide 1 of 8
flowers on my skin|drary cover
احساسات ماه cover
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* cover
one shot translate cover
the four months cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
Freesia  [vkook] cover
✨Crisis of twenty years ✨ cover

flowers on my skin|drary

25 parts Complete

-درحال ادیت- "نتونستم جلوش رو بگیرم، اولش مثل یک دانه ی کوچیک توی قلبم نشست و بعد بزرگ شد، با بزرگ شدنش کنترل و پنهان کردنش هم سخت تر شد، بعد مثل یک شاخه ی بزرگ و قوی کل من رو احاطه کرد و من فقط-فقط نتونستم جلوش رو بگیرم." دریکو دستش که هنوز روی شانه هری بود را به سمت صورتش آورد.چانه او را گرفت و بلند کرد.هری را که نگاهش بر روی زمین بود،وادار کرد تا به او نگاه کند.لبخند کوچکی به هری زد. "مقاومت نکن.بذار روحت با روحم قاتی شه.بذار فقط‌‌ تمام وجودم از تو پر بشه،بذار فقط اسم تو روی لب‌هام جاری بشه. بذار فقط صدای تورو بشنوم،بهم اجازه بده تا با بوی تن تو مست شم،بهم اجازه بده تا چشمان خاکستری ام فقط در چشمان جنگلی تو غرق شه." هری از حرف های او تعجب کرد،اما نتوانست جلوی درخشش چشمانش را بگیرد.دریکو لب هایش را با زبانش خیس کرد و با صدای ملایمی که هری هرگز قبلاً نشنیده بود به سخنانش ادامه داد:"بذار پوستت رو لمس کنم، بذار گلها روی پوستت شکوفا شن." _ __ __ _ پروردگارا،به مردی همچو زیبایی بهار عشق ورزیدم.با موهایی که گل بابونه آغشته در آن است. پروردگارا،آن مرد به مردی همچو زمستانی سفید عشق ورزید. با موهایی که از نور زیبا و فریبنده ماه می‌درخشد. "Persian Translation" cr:@malfoyunyesilelmasi