BELOVED Healer [ jaywon ]

BELOVED Healer [ jaywon ]

  • WpView
    Reads 5,344
  • WpVote
    Votes 519
  • WpPart
    Parts 40
WpMetadataReadComplete Tue, Feb 24, 2026
"یکی رو انتخاب کن" « با این گلوله بمیر یا با من ازدواج کن تا زنده بمونی» ~ جی یانگ جونگوون جراحیه که جون مردم رو نجات می‌ده، اما متأسفانه دکتر بعد از دیدن چیزی که نباید می‌دید، دچار دردسر می‌شه. اون چطوری قراره زنده بمونه و خودشو از شرارت و بی‌رحمی مافیا یا به عبارت دیگه"شوهرش" نجات بده؟ جی‌‌ پارک یه مافیای ایتالیایی-کره ایه که بعد از ازدواج وارث تاج و تخت میشه و اون بی‌رحم‌ترین مافیاییه که کسی می‌تونه ببینه، اما دکتر کوچولو بهش احساسات عجیبی می‌ده که اونو خوشحال می‌کنه، اما بعد از آشکار شدن حقیقت، اونا تا ابد خوشبخت میمونن؟ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐉𝐚𝐲𝐰𝐨𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫:𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐓𝐡𝐫𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫, 𝐬𝐦𝐮𝐭 , 𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥
All Rights Reserved
#10
جیوون
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • The Scales of Balance<دو سوی ترازو>
  • 𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵
  • Before you (I thought I had it all) | KookV
  • Lovelorn
  • 𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎‌ «𝚅𝙺»
  • Extinct | namjin
  • котёнок
  • Eros
  • 𝑻𝒉𝒆 𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅𝒚 𝑶𝒏𝒆 ~ⱽᵏᵒᵒᵏ
  • 𝂡Aegis [Kookv]

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه

More details
WpActionLinkContent Guidelines