تابستان، یک جزیرهی گرم و مرموز، و شیش قلبی که هنوز نمیدانند چطور باید احساساتشان را به زبان بیاورند. یه جزیرهی داغ وسط تابستون، یه عالمه ن گاه یواشکی، یه عالمه حرف نگفته... وقتی موجا بلند میشن و خورشید درست میتابه وسط تنشها و لبخندهای خجالتی، دیگه همهچی از کنترل خارج میشه. کی قرار بود عاشق شه؟ کی داشت تظاهر میکرد براش مهم نیست؟ و مهمتر از همه... کی اول دل داد؟ یه داستان تابستونی پر از کلکل، کشش، و اعترافایی که هیچوقت راحت از دهن در نمیان. اما آیا همه چیز طبق نقشه پیش میرود؟ یا احساسات، مسیر خودش را پیدا میکند؟ داستانی عاشقانه و پر از تنشهای نرم، با طعمی از گرمای تابستان و هیجان یک رابطهی عاشقانه...
More details