Blind spot

Blind spot

  • WpView
    Reads 2,022
  • WpVote
    Votes 177
  • WpPart
    Parts 23
WpMetadataReadMatureComplete Thu, Sep 25, 2025
هیچ‌وقت فکر نمی‌کردن یه قرار کورکورانه بتونه زندگی‌شونو تغییر بده. اما وقتی دوتا آدم تنها رو، دوستاشون تو یه بازیِ بامزه و عجیب، سر یه میز نشوندن... همه‌چی شروع شد. جونگ پسری با ظاهری بی‌نقص، بی‌پروا، مغرور و به طرز خطرناکی جذاب. دنیایش قانون دارد، نظمش بی‌رحمانه‌ست و هرچیزی باید تحت کنترل او باشد؛ از کار گرفته تا آدم‌ها. وسواس خاصی در انتخاب اطرافیانش دارد،نه هرکسی لایقِ بودن در دایره‌ی محدود و خاصِ زندگی‌اش است. در طرف دیگر دانک ایستاده؛ پسری پر از انرژی، شوخ‌طبع، پرحرف و از دور شبیه نور خورشید است. اما پشت آن لبخندهای پرهیاهو، قلبی پنهان شده که زخمی‌ست از تنهایی. همه دوستش دارند، همه می‌خواهند با او باشند. اما خودش؟ همیشه یک قدم عقب‌تر می‌ماند، همیشه از رابطه‌ها فرار می‌کند... چون خوب می‌داند دوست‌داشتن یک چیز است، ماندن چیز دیگر. وقتی دو دنیای متضاد، با نقشه‌ای از پیش تعیین‌شده، در یک قرار کورکورانه به هم می‌رسند، هیچ‌کس فکرش را نمی‌کند که جرقه‌ی عشق، از دل نفرت، وسواس و ترس شعله‌ور شود... دوستاشون فکر کردن شاید وقتشه یکی بیاد و دلشونو از این تنهایی بکشه بیرون. اما اشتباه اونا این بود که... اینا قبلاً همدیگه رو دیده بودن. و از هم، متنفر بودن. قرارِ اجباری، کل‌کل‌های ت
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  •  تابستانی که عاشقش شدم / Summer_I_Loved
  • one shot bl story
  • black hole
  • 🐻Daisy🐼
  • white cocain
  • Chain of passion
  • red bell~|~ناقوس سرخ
  • scarred hearts
  • Daddy&Papa
  • Lucid dream

تابستان، یک جزیره‌ی گرم و مرموز، و شیش قلبی که هنوز نمی‌دانند چطور باید احساساتشان را به زبان بیاورند. یه جزیره‌ی داغ وسط تابستون، یه عالمه نگاه یواشکی، یه عالمه حرف نگفته... وقتی موجا بلند می‌شن و خورشید درست می‌تابه وسط تنش‌ها و لبخندهای خجالتی، دیگه همه‌چی از کنترل خارج می‌شه. کی قرار بود عاشق شه؟ کی داشت تظاهر می‌کرد براش مهم نیست؟ و مهم‌تر از همه... کی اول دل داد؟ یه داستان تابستونی پر از کل‌کل، کشش، و اعترافایی که هیچ‌وقت راحت از دهن در نمیان. اما آیا همه چیز طبق نقشه پیش می‌رود؟ یا احساسات، مسیر خودش را پیدا می‌کند؟ داستانی عاشقانه و پر از تنش‌های نرم، با طعمی از گرمای تابستان و هیجان یک رابطه‌ی عاشقانه...

More details
WpActionLinkContent Guidelines