Lost Love

Lost Love

  • WpView
    Reads 529
  • WpVote
    Votes 87
  • WpPart
    Parts 5
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Mon, Jun 2, 2025
سال‌ها پس از جنگ، سکوت جای فریادها را گرفته. هاگوارتز ترمیم شده، اما زخم‌ها هنوزپابرجا مانده‌اند هری پاتر حالا مأمور ویژه‌ای‌ست که وظیفه دارد بقایای جادوی سیاه را از جهان پاک کند - اما هیچ‌کس مثل دراکو مالفوی، دشمنِ دیروز، ذهنش را مشغول نمی‌کند در یک پروژهٔ محرمانه برای بررسی معجون‌ها و طلسم‌هایی که ذهن را بازنویسی می‌کنند، هری و دراکو دوباره رو‌به‌روی هم قرار می‌گیرند اما چیزی بین‌شان باقی مانده: نگاه‌هایی ناتمام، خاطراتی که شاید واقعی نباشند... و میلی خاموش که سال‌هاست هر دو انکارش می‌کنند در دنیایی که جادو حافظه را می‌بلعد، آیا عشق هم می‌تواند جعل شود؟ یا تنها چیزی که از جنگ جان سالم به در برده... همان عشق و اشتیاقی‌ست که از ابتدا حقیقت داشت؟ ژانر: بی‌ال | درام روانی | عاشقانه بزرگسال مناسب برای: علاقه‌مندان به کشش‌های ممنوع، جادوی ذهن، روابط پیچیده 🔞 هشدار محتوا: این داستان شامل مضامین بزرگسال، آسیب روانی، و رابطهٔ احساسی/جسمی بین دو مرد است. اگر روحیه حساسی دارید، لطفاً پارت‌هایی که با علامت [!] مشخص شدند رو با احتیاط بخونید یا رد کنید
All Rights Reserved
#5
دراکو
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Wrong number
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • « تاراج » « 약탈 »
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • 💎••SpotLight••💎
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • bunny and bear (Taehkook)
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines