Story cover for Back again  by kim_makayla
Back again
  • WpView
    Leituras 5,484
  • WpVote
    Votos 919
  • WpPart
    Capítulos 78
  • WpView
    Leituras 5,484
  • WpVote
    Votos 919
  • WpPart
    Capítulos 78
Em andamento, Primeira publicação em jun 04, 2025
3 novos capítulos
یک نقطه مشترک بین معشوقه های جدا شده 
"شبح" نقطه مشترکی برای آینده و گذشته رییس مین و کارآگاه جانگ 
نقطه مشترکی برای رابطه جدید، زخم جدید ، نفوذی جدید 
کاپل اصلی: سپ (یونسئوک)
کاپل فرعی: ویکوک، نامجین 
ژانر : معمایی، کمدی، رومنس، پلیسی 
وضعیت آپ : در حال آپ 
روز های آپ : پنجشنبه 
تعداد پارت : نامعلوم
Todos os Direitos Reservados
Índice
Inscreva-se para adicionar Back again à sua biblioteca e receber atualizações
ou
#4یونگی
Diretrizes de Conteúdo
Talvez você também goste
The red line | خط قرمز , de Unknown_author111
33 capítulos Em andamento
نام: خط قرمز | The red line کاپل: سپ،تهکوک،نامجین،هوپمین ژانر: تاریخی، عاشقانه، رازآلود خلاصه: اوایل قرن نوزدهم بود و در امتداد شروع یک نسل نوین؛ به خصوص کشور انگلیس که مردمانش با پیشرفت های ناچیز خود را فرهیخته خطاب می‌کردند. حکومت دیکتاتوری حاکم نبود؛ البته برای اکثر مردم. آن دسته‌ی دیگر نیز مورد خشونت زیادی واقع می‌شدند زیرا در آن دوران سلطه هموفوبیک ها در تاریخ به اوج خود رسیده بود‌. در انگلستانِ آن دوران، حکومت سختگیرانه‌ای همه چیز را زیر نظر داشت و کسانی که برخلاف عرفِ غالب قدم برمی‌داشتند، بهای سنگینی می‌پرداختند. یونگی، مأموری که وظیفه اجرای این قوانین سخت را داشت، ناگهان خود را در میان همان افرادی می‌بیند که همیشه تعقیبشان می‌کرد. این برخورد ناخواسته، چالشی عمیق در باورهایش ایجاد میکند و او را وادار می‌کند تا تمام اعتقاداتش را زیر سوال ببرد. آیا در این میان، زمان نادرست است یا انسان‌های اطرافش؟ وضعیت: درحال تایپ
Talvez você também goste
Slide 1 of 10
our mistakes cover
(KOOKMIN)                  ^Gambling game^ cover
My Angel  cover
Lᴏᴠᴇ sᴛᴏʀʏ cover
{نحسی کریسمس}  cover
MARRIAGE(bjyx)✔️ cover
Moonbound Hearts |YVKM| cover
Before you (I thought I had it all) | KookV cover
The red line | خط قرمز  cover
کویر (yoonmin)  cover

our mistakes

17 capítulos Em andamento

به نام خدا «‌من حرف‌هات رو نه، بلکه چشم‌هات رو باور کرده بودم. من عشق رو توی چشم‌هات دیده بودم و به دوست داشتنت ایمان آورده بودم. یعنی دروغ بود؟.. یعنی چشم‌هات دروغ می‌گفتن؟ پس چرا من حتی از رایحه‌ات هم بوی عشق رو احساس کردم.... همون شبی که تا صبح توی بغلت بودم.» کاپل: تهجین ژانر: امگاورس - امپرگ - عاشقانه - درام - اسمات🔞 توجه: فیکشن کاملا تخیلی بوده و هیچ ارتباطی با زندگی واقعی آرتیست‌ها نداشته