Story cover for Forced War by cherrysblossomsss
Forced War
  • WpView
    Membaca 1,056
  • WpVote
    Vote 187
  • WpPart
    Bab 16
  • WpView
    Membaca 1,056
  • WpVote
    Vote 187
  • WpPart
    Bab 16
Lengkap, Awal publikasi Jun 08, 2025
جنگ اجباری

تقاص همه ی اشک هایی که ریختم و درد هایی که کشیدم و بلا هایی که سرم آوردی رو پس میدی میلر جیمین...

couples :
jirose
Liskook
وضعیت: کامل شده
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan Forced War ke perpustakaan Anda dan menerima pembaruan
atau
#33liskook
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
ɢʀᴇʏ ᴄᴇʟʟs  oleh rosali_na
24 bab Bersambung
نام فن فیک: سلول های خاکستری ژانر:معمایی، عاشقانه، لیتل اسمات، انگست، مافیایی، جنایی قسمتی از فیک : شعله های آتش زبانه میکشید و همه چیز جلوی چشمانم میسوخت،قطرات اشک درحالی که روی گونه هام سر میخوردند رد سوزشی به جا میذاشتند،شعله ها انقدر نزدیک بود که انگار از داخل مردمک های چشمم گداخته میشد،همه ی چیز هایی که میشناختم جلوی چشمانم درحال خاکستر شدن بود،یک آن ،یک لحظه گرما از بین رفت و سرمای شدیدی حجوم آورد،لباس هام خیس و بدنم میلرزید،بارون میبارید و باد سردی میوزید، سرم رو بالا اوردم و دستی رو دیدم که به سمتم دراز شده،به آرومی دستم رو سمتش دراز کردم و گرفتمش،گرم بود. یکبار دیگه سرما از بین رفت و گرما حجوم آورد، ساختمون و درختان اطرافم درحال سوختن بودن،فکر کردم دوباره خونمونه، اما اینجا برای من اشنا نیست... _جونگکوک..کوک... با شوک سرمو برگردوندمو دیدمش که روبه‌روم وایستاده،با لبخند و چشمای اشکی بهم خیره شده بود،دستشو بالا آورد نوازش وار روی گونم گذاشتم،فاصله ی بدنامون رو کم کرد و سرشو جلو آورد: آفرین...بلاخره تمومش کردی...تو موفق شدی... لبخندی زدم و با دستم تار مویش رو که باد روی صورتش انداخته بود کنار زدم: اوهوم نونا...تموم شد... بلاخره نابودش کردم... بلاخره کشتمش... خندید و قطره ی اشکی از گوشه ی چشمش چک
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
puppet🃏 cover
Short scenarios  cover
котёнок. cover
TRY|JENKOOK(COMPLETED)  cover
fate | سرنوشت cover
My Oppa☕︎ | اوپای من cover
A just life{complete} cover
《𝐒𝐥𝐨𝐰 𝐃𝐞𝐚𝐭𝐡》 cover
𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ cover
ɢʀᴇʏ ᴄᴇʟʟs  cover

puppet🃏

12 bab Lengkap

مامان یونا و بابای جونگ کوک با هم ازدواج میکنن و اون دو تا مجبور میشن تو یه خونه زندگی کنن. یه روز یونا دزدیده میشه و میفهمه که ناپدریش خلافکاره. تا این که... ژانر: رمنس، جنایی، مافیایی، مدرسه ای