" - صدمین صفحه؛ شاید هم بیشتر. نمیدونم...
مقصد: شهر سرد چشمهات و ایستگاه نگاهت که خالی از عشقه
قلم که حرکت میکنه، تو نوشته میشی. پس... به نام تو، صاحبِ قلمِ من.
تا زمانی که ذهنم خاموشی برگزینه، جوهر ته بکشه و قلم خشک بشه، دستم توان حرکت رو از دست بده و سوی چشمهام بره، برای تو مینویسم.
زمونهی عاشقیِ آدم برفیهاست.
هرکس سردتر باشه، دیرتر آب میشه.
هرکدوم عاشقتر باشه، سریعتر میسوزه.
و اونی که کوچیکتر باشه... زودتر میمیره."
***
فلیکس روزهای زیادی رو وقف برنامهریزی برای اعتراف عاشقانهاش کرد و با صدای ناامیدکنندهی ذهنش که قصد داشت اون رو از عشق نوظهورش عقب نگه داره، جنگید و به طرز عجیبی کائنات و اطرافیانش دستبهدست هم دادن تا نویسندهی عاشق به ویراستار محبوبش برسه. رسیدنی از جنس دلبستگی به گذشته، دروغ و کلاهبرداری که یا به موندن ختم میشه یا رفتن.
•|𝗡𝗔𝗠𝗘→Middle Of The Night
•|𝗚𝗘𝗡𝗥𝗘→Angst, Drama, Slice Of Life, Romance, Omegaverse
•|𝗖𝗢𝗨𝗣𝗟𝗘→Jeonglix
•|𝗪𝗥𝗜𝗧𝗘𝗥→Venatoria
All Rights Reserved