hollow destiny | chanmin

hollow destiny | chanmin

  • WpView
    MGA BUMASA 1,616
  • WpVote
    Mga Boto 164
  • WpPart
    Mga Parte 13
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeHuling na-publish Tue, Aug 19, 2025
شش نفر. شش نگاه... سرنوشتی که همشون ازش بی خبرن و هر کدومشون فارغ از دنیا به زندگیه روزمرشون میپردازن.. شاید تنها راه نجات از سرنوشت... روبه رو شدن با گذشته‌ای باشه که هیچکس یادش نمیاد. همه چیز از اون شبی شروع شد که به اون کتابخونه‌ی قدیمی رفت بی خبر از اینکه پشت اون کتاب ها چه سرنوشتی انتظارشو میکشه.. حتی کتابدار هم سر شیفتش حاضر شده بود بی خبر از اینکه قراره به زودی زنی مرموز رو ملاقات ‌کنه. زنی که حضورش همه‌جا حس میشه و هیچکس هویت واقعیشو نمیشناسه... چی میشه اگه این زن وارد زندگی این شش نفر بشه و از گذشته‌ی بی خبرشون اگاهشون کنه؟ #fiction #hollow_destiny cuple: #Chanmin #hyunin #minsung Genre: romance, mystery, drama, soft fantasy, past life Writer: #Aneh ❌❌متوقف شده❌❌ ----------------
All Rights Reserved
#11
lino
WpChevronRight
Sumali sa pinakamalaking komunidad ng pagkukuwentoMakakuha ng personalized na mga rekomendasyon ng kuwento, i-save ang iyong mga paborito sa iyong library, at magkomento at bumoto para lumago ang iyong komunidad.
Illustration

Magugustuhan mo rin ang

  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • ~Where's My Angel❄
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • هل سيعود كل شي...؟
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • Daddy And Little Girl
  • The miracle of birth
  • CHROMANDA | VKOOK
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • womb of oblivion

[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00

Karagdagang detalye
WpActionLinkMga Alituntunin ng Nilalaman