Story cover for The Tainted Gem by nana_bl_navel
The Tainted Gem
  • WpView
    Reads 41,075
  • WpVote
    Votes 6,969
  • WpPart
    Parts 31
  • WpView
    Reads 41,075
  • WpVote
    Votes 6,969
  • WpPart
    Parts 31
Ongoing, First published Jun 18, 2025
1 new part
امگا رو به انیگما گفت: 
"تو... تقاص تمام گناه های منی..." 

"اشکالی نداره... تقاص گناهمو پس میدم و میمیرم... اما آرزو میکنم توی زندگی بعدی هرگز نبینمت." 
. 
نام فیکشن: The Tainted Gem(جواهر فاسد) 
. 
ژانر: #مافیایی #خشن #bdsm  #عاشقانه
. 
کاپل: نامعلوم(حدس بزنید 🌝) 
. 
خلاصه ی فیکشن جَواهِر فاسِد: 

جیمین، امگایی زیبا و جوان، در رابطه‌ای پنهانی و قراردادی(صرفا سکس پارتنر) با کیم تهیونگ، تاجر پرنفوذ و قدرتمند آمریکای جنوبی است،
 اما جیمین عشقی یک طرفه و زهرآگین به کیم تهیونگ متاهل دارد،
وقتی جئون جونگکوک، 
مافیای خطرناک و جاه‌طلب، برای تصاحب یک عتیقه‌ی گمشده که در اختیار تهیونگ است، جیمین را می‌رباید، 
جرقه‌ی توطئه‌هایی زده می‌شود که هیچ‌کس را بی‌زخم نخواهد گذاشت.
All Rights Reserved
Sign up to add The Tainted Gem to your library and receive updates
or
#6suga
Content Guidelines
You may also like
"Whiskey & Roses"«کوکمین» by jshsjssee
24 parts Ongoing
مقدمه بارون نم‌نم می‌بارید. اون‌قدری نبود که بخوای چتر باز کنی، ولی کافیه موهات خیس شه و از اون حس مرطوب لعنتی متنفر بشی. ماشین مشکی براق با یه توقف آروم جلوی درِ بزرگ عمارت ایستاد. ساختمون... درست همون‌طور بود که توی توصیف‌ها گفته بودن؛ بلند، باشکوه، با در و دیوارهای سنگی و رنگ‌هایی که انگار از دل شب دراومده بودن. طوسی، مشکی، آبی تیره. هیچ‌چیز گرم یا خوشایندی توش نبود. جیمین، با یه نفس عمیق، از ماشین پیاده شد. بارون آروم روی موهای بلوندش نشست. قطره‌ها روی پوست سفید و نرمی صورتش می‌لغزیدن، اما اون بی‌تفاوت ایستاده بود. نه از محیط ترسید، نه از نگاه‌های سنگین گاردها. جیمین امگا بود، اما از اون امگاهایی نبود که ساکت کنار می‌موندن. با اون‌که بدنش ظریف بود، توی نگاهش یه جور لجبازی خاص بود، یه زبون‌درازی خفه. اون از امگا بودنش استفاده نمی‌کرد، ازش می‌جنگید. قرار بود دستیار جدید رئیس بشه. رئیس... یعنی همون مردی که همه ازش با ترس اسم می‌بردن. جئون جونگ کوک.
🐠𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙💫🔞ماهی طلایی  by purple-prince
24 parts Ongoing
نام:𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙🐠💫 کاپل اصلی:کوکمین کاپل فرعی: نامجین عشق بین گروگان و گروگانگیر❤ 💦🔞اسمات مثل همیشه بخش اصلی و جذاب فیک منه💦🔞 پسرک با بغض لب زد: مردن ترس داره؟! تنها پسر سیاه پوش تو اون اتاق تاریک و نمور پوزخندی زد و لب زد: بستگی به نحوه ی مردنت داره...مثلا یکی روشش اینکه با گلوله مغزت رو سوراخ کنم یا شاید قلبت رو!؟ پسرک آب دهنش رو قورت داد و لب زد: تو.. این کارو میکنی؟! مرد با قدم های آروم و استوار درست پشت سرش قرار گرفت و با لذت به لرزش بدن پسر کوچیکتر زل زد: نه... من قرار نیست تورو به همین راحتی از دست بدم ماهی طلایی... چرخی به دور پسرک زد و اینبار درست مقابلش قرار گرفت و دستش رو به زیر چونه ی او گرفت و به چشمای لبریز از اشک پسر زل زد و لب زد: کاری میکنم که هرروز بمیری و زنده شی... باید انتقامم رو ازتون بگیرم خانواده پارک! ╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲ لب هاش که با همون بوسه ی وحشیانه ی جونگکوک بزرگتر و قرمز به نظر میومدند،میلرزیدند... خدایا مثل اینکه بی خیال شده بود... خدایا یعنی قرار بود رها کنه؟!... اما با حرفی که از بین لب هایی که توسط شون بوسیده شده بود خارج شد، لبخند به سرعت از روی لب هاش پاک شدن.. - به نظرت واکنش پدرت وقتی پسرکش زیرم داره از درد ناله میکنه و من
Fate  by pari1998sa
30 parts Ongoing
امپراتور جونگکوک، قدرتمندترین و تنها آلفا خون اصیل در سرزمین بزرگ و پهناور جیریسان، درحالی که همسران آلفا و امگا زیادی داشت، اما جز همسر اول او که زمان زایمان همراه با فرزندشان فوت کرده بودند؛ هیچ یک از همسران او قادر به باروری و به دنیا آوردن جانشینی برای امپراتوری نبودند. تا اینکه پیشگوی اعظم قصر که قدرت پیش بینی آینده را دارا بود، تمام همسران پادشاه را به مراسمی که در آن برای پیشگویی و به دنیا آمدن جانشین ترتیب داده بود دعوت می‌کند. پادشاه جونگکوک که از این مراسم مطلع می‌شود به آنجا رفته تا در مراسمی که برای او و سرزمینش ترتیب داده شده بود شرکت کند. در آن زمان با ورود پادشاه پیشگویی‌ای توسط پیشگوی اعظم رخ می‌دهد:( امگایی از قبیله جین که درحال حاضر در معبد الهه ماه زندگی می‌کند، تنها امگایی است که توانایی به دنیا آوردن جانشین فرمانروایی را دارد. همان امگایی که از زمان تولد نشانه الهه ماه را در بین دو کتف خود دارد.) با بازگو شدن این پیشگویی همهمه‌ای بین همسران پادشاه به وجود می‌آید. ( اما این قبیله سال‌ها پیش توسط فرمانروای پیشین نابود و تمام افراد قبیله قتل عام شده بودند؛ چطور امکان داشت امگایی از آن قبیله زنده بوده باشد؟) اما آیا امگای جوان ما حاضر به ازدواج با فردی که سال‌ها آرزوی نا
You may also like
Slide 1 of 10
"Whiskey & Roses"«کوکمین» cover
 suspended rings||حلقه های معلق cover
🐠�𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙💫🔞ماهی طلایی  cover
Sorry, I love you  cover
Jeon's Hybrid cover
Fate  cover
BETA LIE'S cover
🔞kookmin |Honey moon🔞 cover
معجزه‌ قمار  cover
IKIGAI cover

"Whiskey & Roses"«کوکمین»

24 parts Ongoing

مقدمه بارون نم‌نم می‌بارید. اون‌قدری نبود که بخوای چتر باز کنی، ولی کافیه موهات خیس شه و از اون حس مرطوب لعنتی متنفر بشی. ماشین مشکی براق با یه توقف آروم جلوی درِ بزرگ عمارت ایستاد. ساختمون... درست همون‌طور بود که توی توصیف‌ها گفته بودن؛ بلند، باشکوه، با در و دیوارهای سنگی و رنگ‌هایی که انگار از دل شب دراومده بودن. طوسی، مشکی، آبی تیره. هیچ‌چیز گرم یا خوشایندی توش نبود. جیمین، با یه نفس عمیق، از ماشین پیاده شد. بارون آروم روی موهای بلوندش نشست. قطره‌ها روی پوست سفید و نرمی صورتش می‌لغزیدن، اما اون بی‌تفاوت ایستاده بود. نه از محیط ترسید، نه از نگاه‌های سنگین گاردها. جیمین امگا بود، اما از اون امگاهایی نبود که ساکت کنار می‌موندن. با اون‌که بدنش ظریف بود، توی نگاهش یه جور لجبازی خاص بود، یه زبون‌درازی خفه. اون از امگا بودنش استفاده نمی‌کرد، ازش می‌جنگید. قرار بود دستیار جدید رئیس بشه. رئیس... یعنی همون مردی که همه ازش با ترس اسم می‌بردن. جئون جونگ کوک.