COWBOY JEON. KV

COWBOY JEON. KV

  • WpView
    Membaca 103
  • WpVote
    Vote 14
  • WpPart
    Bab 3
WpMetadataReadBersambung
WpMetadataNoticePublikasi terakhir Rab, Jul 9, 2025
WpInfo
Fiksi Penggemar
BTS
*موقتاً متوقف شده* .جئونِ گاوچران. خلاصه: تگزاس، ۱۹۱۵. هارولد جئون، کلانتری سرد و سخت‌گیر با گذشته‌ای گره‌خورده به قانون، بالاخره به دعوت مردی صاحب‌نفوذ از لاس‌وگاس، قدم در رویای همیشگی‌اش می‌گذارد: شرکت در مسابقات رودیو. اما همه‌چیز طبق نقشه پیش نمی‌رود. آدرین کیم، کلانتر تازه‌کار و پیگیر، رد هارولد را تا جنوب می‌گیرد. او خبر می‌آورد: گروهی از راهزنان حرفه‌ای، پسری سیاه‌پوست را دزدیده‌اند. نجات جان او به کمک کلانتر شهر ردویل بستگی دارد - چیزی که جئون میلی به انجامش ندارد. در کشاکش میان رؤیای شخصی و واقعیتی تلخ، هارولد باید تصمیم بگیرد. و همان تلخی که در عمق نگاهش پنهان است، او را وا‌می‌دارد تا برخلاف میلش، سفری را کنار آدرین کیم آغاز کند؛ سفری میان غبار، تفنگ، و انتخاب‌های بی‌رحمانه. «جئونِ گاوچران» داستان مردانی‌ست که با گذشته، قانون و وجدان خود در بیابانی بی‌انتها روبه‌رو می‌شوند و در راه با دوستانی همراه می‌شوند که به آن‌ها مسیر درست را می‌آموزند. Title: cowboy Jeon couple: kookv, secret? Genres: western, action, historical, slow burn, romance writer: Rashel Han. Upload: فعلا نامشخص start: ۲/۴/۱۴۰۴
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
#179
کوکوی
WpChevronRight
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • « تاراج » « 약탈 »
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • 💎••SpotLight••💎
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • Wrong number

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan